مذاکرات بی حاصل، تهدیدات فرصت ها

اصلا انرژی هسته ای میخواهیم چیکار؟! هر توافقی بهتر از عدم توافق است!!؟؟ زود به توافق برسیم تا من بتونم با 8 میلیون پول یک پراید صفر بخرم و مسافر کشی کنم! ان شاالله که از دشمنی ها کاسته شود و فضای دوستی و توافق برد-برد ژنو را به سرانجام برساند!! از این اوضاع فاجعه بار اقتصادی خسته شدیم، توافق بد بهتر از توافق نکردن است!! توافق به نفع همه است جز اسرائیل والسلام!! به خدا اینهمه پافشاری روی موضوع هسته ای عاقلانه نیست مشکل اساسی ما آب هستش و نه انرژی! یکی اینو به کسایی که فقط برای لجبازی به غرب دارن فرصت زندگی را از نسلهای اینده میگیرن بفهمونه!!!!

هسته ای، تحریم ها و توافق نامه کلماتی هستند که این روزها از هر گوشه ای به نحوی خبر ساز می باشد و اینها تنها گوشه ای از نظرات افراد ساده دلی می باشد که در سایت های مختلف هر روز گفته و نوشته می شود. این افراد که تعداد آنها هم کم نیست فکر میکنند مشکلات اقتصادی موجود صرفا ریشه در تحریم ها دارد و ریشه تحریم ها هم به اختلافات هسته ای کشورمان با غرب برمی گردد. متاسفانه این نگاه و طرز تفکر در یک سال اخیر توسط دولت مردان تدبیر و امید تشدید شده است و اینها در حالی است که دولت جدید در ایام تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری علت مشکلات اقتصادی کشور را در عدم مدیریت مناسب دولت قبل می دانست ولی اکنون که در قدرت نشسته اند، خواسته یا ناخواسته، رفع تمامی مشکلات کشور را به رفع تحریم ها و نیل به یک توافق مثلا برد- برد گره زده است. با این شرایط مطرح نمودن دو سوال اساسی زیر امری معقول به نظر می رسد.

 سوال اول: آیا مثلا اگر همین فردا ما کل صنعت هسته ای را بار کشتی نماییم و بیخیال آن شویم، تحریم ها برداشته می شوند؟

سوال دوم: آیا اگر کل تحریم ها برداشته شوند، ما دیگر تمام مشکلات اقتصادیمان حل می شود؟

اینها سوالات مهمی هستند که هر انسان عاقلی می بایست برای انها جواب داشته باشد. یادآوری این نکته خالی از لطف نمی باشد که هم زمان با شروع تنش هسته ای بین ایران و غرب در سال 81، دو پروند مشابه دیگر یعنی پرونده کره شمالی و لیبی در موضوع هسته ای مورد توجه غرب به ویژه آمریکا قرار گرفت. در این دو مورد همانند آنچه غرب در رابطه با ایران اعمال نمود، یک سری تحریم ها را علیه این دو کشور وضع نمودند. دولت لیبی همان اوایل کار کوتاه آمد و مثلا برای تنش زدایی و ایجاد اعتماد، تمامی تاسیسات هسته ای را بار کشتی نمود و از کشور خارج کرد ولی باز غرب با ایجاد یک بهانه جدید تحت عناوین نبود دموکراسی و حمایت از تروریسم عملا تحریم ها را سرجای خودشان باقی گذاشت.

در رابطه با دولت کره شمالی نیز بعد از چند دوره مذاکرات طولانی و تخریب گوشه ای از تاسیسات هسته ای خود، سرانجام به این نتیجه رسید که مذاکره نتیجه ای در پی ندارد و لذا دوباره به همان روال سابق خود برگشت. قابل توجه می باشد که تحریم های اعمالی علیه دولت ما سخت ترین تحریم ها در طول تاریخ می باشد زیرا دولت منحوس امریکا بانک مرکزی، که در واقع شاهرگ اقتصادی یک کشور می باشد، را تحریم نموده است. این تحریم ها حتی علیه کره شمالی اعمال نشده است دلیل این امر هم در این بود که دولت کره شمالی تهدید نمود در صورت تحریم بانک مرکزی خود این عمل را به معنای اعلام جنگ محسوب می کند، لذا آمریکا از ترس چنین جنگ ناخواسته ای تاکنون دست به چنین اقدامی نزده است.

 حقیقت این است که موضوع هسته ای صرفا بهانه ای برای اعمال تحریم های ظالمانه می باشد و تحریم های ظالمانه هم دقیقا آن چیزی ست که جناب اوباما اخیر گفته اند عاملی بوده که ایران را مجبور کرده به پای میز مذاکره بیاید. اینکه چرا رئیس جمهور آمریکا اینگونه استدلال میکند متاسفانه تا حدود زیادی به پیام هایی که توسط دولتمردان ما به طرف غربی ارسال میشود بستگی دارد. اینکه رئیس جمهور مملکت بگوید خزانه خالی است یا اینکه قبل از انجام مذاکرات بدون هیچ دلیلی و صرفا جهت خودشیرنی قسمتی از تاسیسات هسته ای را تعلیق بنمایند و یا اینکه وزیر امور خارجه بگوید آمریکا میتواند با یک بمب کل سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد همگی گوشه ای از تمامی پیام هایی است که طرف غربی را به این نتیجه می رساند که این تحریم ها بوده که اینگونه ایران و مردمش را در منگنه و فشار قرار داده است.

در حقیقت طرف غربی اینگونه استدلال میکند که ما تحریم نمودیم و اینها کم آوردند و مجبور شدند بیایند پای میز مذاکره امتیاز بدهند لذا کاملا منطقی است که اگر ما تحریم ها را بیشتر بنماییم اینها بیشتر کوتاه می آیند و لذا برخلاف آنچه که تیم دولت با نگاه خوشبینانه اش به غرب عمل میکند، باید منتظر فشارها و تحریم های بیشتر باشیم کما اینکه اخیرا بعد از توافق نامه ژنو تحریم های جدید مجددا اعمال شدند و برخلاف لحن مهربانانه دولتمردان ایران لحن تحقیر امیز غربی ها روز به روز بیشتر شد تا جایی که گفته شد ژن ایرانی ها ژن فریب و دروغ گویی می باشد! و متاسفانه این روند همچنان ادامه دارد و برخلاف مشی اعتمادسازی یک طرفه ما در پلمپ بسیاری از تاسیسات هسته ای و اجرای تمامی تعهدات پذیرفته شده در توافق نامه ژنو، طرف غربی بارها و بارها تحریم ها و تحقیر ها را بیشتر نموده است و بارها برخلاف متن توافق نامه ژنو عمل نمود و آن را نقض کرد.

 

این روال تا زمانی که غرب از بابت ضعف ما امیدوار باشد ادامه خواهد داشت. شاهد دیگر این است که غرب بعد از مشاهده نیاز شدید مسئولین ما در رفع تحریم ها عملا شرایط را پیچیده تر نمود و پا را از مسائل هسته ای فراتر گذاشت و خواستار برچیده شدن صنعت موشکی ما شده است. حتی اگر بیخیال صنعت موشکی هم شویم خود گفته که باید پرونده حقوق بشر مورد بررسی قرار گیرد و این روال تا انجایی ادامه می یابد که ما بشویم نوکر امریکا و دست از انقلاب خود برداریم. به سادگی میتوان درک نمود که این باز هم آخر کار نیست و لذا غرب برای اینکه مطمئن شود انقلابی ضد استکباری در این سرزمین دیگر شکل نخواهد گرفت، بدون شک آن را تجزیه میکند تا ما هیچ وقت دیگر توان و قدرت تمرکز بر روی یک انقلاب جدید را نداشته باشیم. شاهد این مدعا هم وجود یک نقشه تجزیه شده از ایران در طرح کلی خاورمیانه بزرگ می باشد که چند سالی است توسط سازمانهای جاسوسی غربی در سایتها منتشر شده است.

اما در پاسخ به سوال دوم باید گفت که حتی اگر فی المثل آمریکا آدم شود و همه تحریم ها را هم بردارد به دلیل ذات اقتصاد مریض نفتی بانکی ربا محور ما توفیق چندانی حاصل نمی شود زیرا اوج این اقتصاد مدرن که دولت ما آرزوی رسیدن به آن را دارد خود اقتصاد آمریکا می باشد و همه میدانند که آمریکا هیچ گاه خود تحریم نبوده است ولی همین آمریکا با این وضعیت، حدود 17 تریلون دلار بدهی خارجی دارد. بدون شک اگر نبود قدرت جهانی دلار آمریکا، آمریکا با این بدهی خارجی وحشتناک تا الان ده ها بار فروپاشیده بود. لذا حتی در صورت برداشته شدن تحریم ها با این اقتصاد مریض بانک محور که نعل به نعل از سیستم های غربی به ارث رسیده است وحتی از آن بدتر شده است، سرانجامی بهتر از کشورهای یونان، ایتالیا و حتی خود امریکا نخواهیم داشت که مردمشان هر روز در اثر فشارهای اقتصادی و نظام سرمایه داری لیبرالیستی در کف خابانها حضور دارند. لذا همه مشکلات ما تحریم ها نیستند و حقیقتا اگر مردم و مسولین ما همه توجیه باشند این تحریم ها دقیقا میتوانند یک فرصت استثنایی برای بنای یک ساختار اقتصادی جدید مردم پایه تعاونی مبنای مقاومتی باشد و همانگونه که در بعد نظامی امروز در اوج اقتدار می باشیم می توانیم به طور معادل یک سیستم و ساختار اقتصادی جدید بنا سازیم که فارغ از وجود و عدم وجود تحریم ها همانند صنایع موشکی بسیار شاداب و شکوفا عمل نمایند.


برچسب‌ها: مذاکرات بی حاصل, تهدیدات, فرصت ها
+ نوشته شده توسط یا مهدی در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 و ساعت 9:38 |

سوراخ قفل کشور، تنگ است به جهنم
جنس کلید آنها، سنگ است به جهنم

وضع تورم این است، وضع رکود آن است
وضع معیشت ما، تنگ است به جهنم

شیر و پنیر کم شد، ماشین گران تر از قبل
یارانه هم دوپایش، لنگ است به جهنم

جای قناری آنها، گنجشک می فروشند
اجناس دشمن ما، رنگ است به جهنم

ترسیدم آنچنان که، «سر» را جدا نوشتم
وقتی حقوقدان «سر ، هنگ» است به جهنم

درد وزیر ارشاد، شد فیس بوک و وی چت
فرهنگ نیز انگار، هنگ است به جهنم

هر گوشه ای رئیسی، ریشه کن و درو شد
در صحن هر اداره، جنگ است به جهنم

در جاده های پرپیچ، در کوچه های پر خم
راننده پشت فرمان، منگ است به جهنم

هم بزدل سیاسی، هم کم سواد و عامی
برچسب پشت برچسب، اَنگ است به جهنم

جنس کلید آنها، سنگ است به جهنم
سوراخ قفل کشور، تنگ است به جهنم...

 

نوشته شده توسط محمد ایرانی 

+ نوشته شده توسط یا مهدی در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 و ساعت 22:16 |
450 هزار شغل و تناقض دولت راستگویان

 

یادتان باشد به قول آقای رییس جمهور ؛ احمدی نژاد سالانه فقط چهارده هزار شغل ایجاد کرده است که این می شود سرجمع 112 هزار شغل. حالا چطور ممکن است فقط 450 هزار نفر در وایر دولتی شاغل شده باشند که تازه همه از وابستگان احمدی نژاد باشند!! بالاخره کدام حرف آقایان اعتدال گرا را باید باور کنیم؟


برچسب‌ها: 450 هزار شغل و تناقض دولت راستگویان
+ نوشته شده توسط یا مهدی در دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 و ساعت 1:4 |

تحلیل دکتر سعید زیباکلام درباره مذاکرات وین

سعید زیباکلام عضو هیئت علمی دانشگاه تهران طی یادداشتی به بررسی ششمین دور مذاکرات وین پرداخته است. saeid-zibakalam به گزارش میدان ۷۲، دکتر سعید زیباکلام عضو هیئت علمی دانشگاه تهران طی یادداشتی به بررسی ششمین دوره مذاکرات وین پرداخته است که مشروح آن را در زیر می‌خوانید: حسبنا الله و نعم الوکیل فضای حاکم بر مذاکرات را می‌توان از منظرهای مختلف نگریست. چنانچه از منظر منافع ملی و مصالح انقلاب بنگریم، در این صورت دو فضا یا عرصه مهم‌تر به‌نظر می‌آیند. فضایی که هیئت مذاکره‌کنندۀ ایرانی خود را در آن می‌بیند و در آن تنفس و تلاش می‌کند. و فضایی که هیئت مذاکره‌کنندۀ آمریکایی و متحدان اروپایی‌شان آن را موافق منافع ملی‌شان و تداوم و بسط سیطره‌شان ساخته‌اند و می‌خواهند کماکان آن را مستحکم‌تر کنند. فضایی که هیئت ایرانی خود را در آن می‌بیند و می‌یابد فضایی است که دولت عمدتاً با اظهارات خود ظرف یکسال گذشته آن را تنیده و ساخته است. ارکان اساسی این فضا عبارتند از: ۱٫ تحریم‌ها کمر اقتصاد و چرخۀ صنعت و معیشت را خم و بلکه شکسته است. ۲٫ این خمیدگی و رکود اقتصادی و معیشتی، نه با اقتصاد مقاومتی رفع و دفع می‌شود و نه با سالم‌سازی محیط کار و کارآفرینی و تولید و تجارت از دست چپاولگران نورچشمی و غارتگران وابسته یا پیوسته به دربار جدید ایران. ۳٫ تنها راه‌ حل خروج از نظام فشل اقتصادی و مالی، رفع نظام تحریم‌هاست. ۴٫ در نتیجه، کلید رفع نظام تحریم‌ها نه در صرف مذاکرات، که در مذاکراتی نهفته است که در مجموع آمریکا، به عنوان عمود خیمه تحریم‌ها، ایران را دیگر نه یک قدرت مستقل تأثیرگذار در بسیاری از عرصه‌های سیاسی بین‌المللی، که کشوری در مجموع سربه‌راه‌شده ببیند، کشوری که حاضر است زین‌پس در چهارچوب نظام و معادلات استکباری آمریکا ایفای نقش کند. ۵٫ با توافقنامۀ ژنو، سعی کردیم برای رفع نگرانی‌های آمریکا و اروپا، و جلب رضایت آمریکاییان از ایران، حداکثر آنچه مدّ نظر آن‌ها بود را انجام دهیم: از نابودکردن اورانیوم ۲۰٪ غنی‌شده تا اضمحلال دستگاه‌های ۲۰٪ غنی‌سازی تا توقف تولید سانتریفیوژها و چرخنده‌های نسل جدید تا تعطیل بیش از ده هزار سانتریفیوژ تا توقف بکارگیری سانتریفیوژهای نسل پیشرفته بعدی تا منجمدکردن کامل رآکتور آب سنگین اراک تا بازرسی‌های روزانه و سرزده تا فراهم‌کردن آدرس و مقیاس تمام معادن و کارخانه‌ها و کارگاه‌های مربوط به هر نوع مواد و قطعه، همه را در کمال صداقت و با حسن نیت تمام انجام دادیم. ۶٫ خطوط قرمزی است که از جانب رهبر انقلاب اعلام شده است. ۷٫ جریان انتقادی عمدتاً دانشگاهی‌ – مردمی است که در هفت ماهۀ گذشته انتقادات دقیق و ویرانگری را در عرصۀ دانشگاه و برخی مساجد و مدارس حوزوی مطرح کرده است. این هفت مؤلفه‌ای است که مجموعاً فضای هیئت ایرانی را می‌سازد. و اما فضایی که آمریکاییان در آن بسر می‌برند، می‌اندیشند و مذاکره می‌کنند. این فضا هم اجزایی دارد. مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: اول، تحریم‌هایی که طراحی کرده بودیم و توانستیم همراهی کشورهای اروپایی و برخی کشورهای عمدۀ اقتصادی همچون چین را فراهم کنیم بالاخره تأثیرات مطلوب خود را بر اقتصاد ایران گذاشته است و همین است آنچه باعث شده ایرانیان این‌چنین مصرّانه پای میز مذاکره بیایند و زانو بزنند. دوم، به یمن و برکت تحریم‌ها و نیز زمینه‌سازی‌ها و فضاسازی‌های سرشار از افترا و بدبینی و انحراف‌بینی دربار جدید ایران، دولتی سر کار آمده که به‌نظر می‌رسد مصمّم است تغییراتی تاریخی صورت بخشد، تغییراتی از جنس تغییرات گورباچفی‌ – یلتسینی در اواخر حکومت شوروی سوسیالیستی. سوم، دولتی سر کار آمده که سرلوحۀ شعارها و وعده‌هایش به ملت ایران، از پیش از انتخابات تا به امروز، رفع تحریم‌ها به عنوان عمده‌ترین غل و زنجیر افتصاد و معیشت مردم ایران بوده است. چهارم، دولتی که دقیقاً به خاطر همین شعار رفع تحریم‌ها و این دعوی که ما، برخلاف دولت پیشین، با اعتدال و عقلانیت نظام تحریم‌ها را فرو خواهیم ریخت و ویرانه را گلستان خواهیم کرد و با کشورهای غربی و به‌ویژه آمریکای موفقِ پیشگامِ پیشرفته تنش‌زدایی خواهیم کرد، خود را در مخمصۀ فوق‌العاده‌ای انداخته است. اینک با توجه به این فضاهایی که هر یک از دو طرف اصلی مذاکره خود را در آن می‌بینند دربارۀ فرجام مذاکرات جاری بر سر توافق جامع نهایی چه می‌توان گفت؟ چنانچه خطوط قرمز ایران، منجمله دست‌ کم ۱۹۰۰۰۰ سو، ادامۀ بی‌کم‌وکاست برنامۀ تحقیق و توسعۀ هسته‌ای، و عدم تغییر ماهیت رآکتور آب سنگین اراک به دقت لحاظ شود و از طرف دیگر خواسته‌های آمریکاییان و فضایی که در آن به سر می‌برند به درستی دیده شود امکان نیل به توافق محال است. همان‌طور که آمریکایی‌ها بارها گفته‌اند یک پیچ و مهرۀ تأسیسات هسته‌ای ایران هم زیاد است. سهل است، آن‌ها در این مرحله، به چیزی بیشتر از تأسیساتی نمایشی، آن هم برای ارضای غرور ایرانیان، رضایت نخواهند داد. اما از این طرف، آمریکاییان رفتار شگفت‌انگیز دیپلمات‌های تاریخ‌ساز دولت اعتدال را هم در ژنو تجربه کرده‌اند و دیده‌اند چگونه بی‌سروصدا قسمت اعظم دستاوردهای هسته‌ای ایران در دولت‌های نهم و دهم را ویران کردند و آن را هم به نام دستاورد مشعشع در شیپور نواختند و اکثر رجال سیاسی و رسانه‌ای هم یا پایکوبی و شادمانی کردند و یا مهر سکوت بر لب کوبیدند. نیز، آمریکاییان هم در جلسات مذاکرات پشت درهای بستۀ ششماهۀ اخیر دیده و شنیده و فهمیده‌اند و هم در فضای رسانه‌ای ملی ایران و بین‌المللی می‌بینند و می‌شنوند که عقلانیت دولت ایران، موفقیت دولت ایران، و حتی نیز سرنوشت آتی دولت ایران تماماً معطوف و گره‌خورده به انعقاد توافقنامه نهایی است. آمریکاییان این قبیل اظهارات رئیس‌جمهور ایران را مو به مو رصد می‌کنند که توافقنامۀ ژنو را دستاورد بزرگ نامید و سحرگهان رهبر و ملت و مملکت را جارِ جشن و شادمانی زد که چه خفته‌اید که «تمام حقوق ایران از جمله حق غنی‌سازی در آن به رسمیت شناخته شده است» (۲۰/۹/۹۲)، که «توافق ژنو … یعنی تسلیم‌شدن قدرت‌های بزرگ در برابر ملت بزرگ ایران» (۲۴/۱۰/۹۲)، که «توافق ژنو … یعنی شکستن سد تحریم …» (۲۴/۱۰/۹۲)، که «امروز تحریم‌ها علیه ایران شکسته شده است» (۷/۱۱/۹۲). آمریکاییان و متحدان اروپایی‌شان با تمام وجود اضطراب و دلواپسی عمیق و آشکار هیئت ایرانی را در عدم نیل به توافق نهایی حس می‌کنند. آمریکاییان و متحدان‌شان به درستی می‌بینند که نفس انعقاد توافقنامۀ نهایی برای هیئت ایرانی و دولت ایران موضوعیت حیاتی دارد. در نگاه امریکاییان، برای آن‌ها چندان مهم نیست که چنین توافقنامه‌ای چقدر منافع ملی و مصالح و آرمان‌های انقلاب را تأمین می‌کند. کاستی‌ها و لودادن‌ها را در نهایت می‌توان به مدد ارکستر‌سمفونی رسانه‌های غربزدۀ رو به قبلۀ آمریکا، رسانۀ ملی، و سکوت و همراهی مجلس شورا و به‌ویژه هیئت رئیسۀ آن با بوق و کرنا جبران یا توجیه کرد و ملت ایران را خام و خواب، و گرنه خفه کرد. اگر بخواهیم اوضاع را در این روزهای پایانی شش‌ماهۀ اول گزیده‌تر ببینیم، به‌نظر می‌رسد: ۱٫ اگرچه هیئت ایرانی ترجیح می‌دهد خطوط قرمز تعیین‌شدۀ را بی‌کم‌وکاست رعایت کند و در نتیجه، از اعتراضات و انتقادات جریان بیدار و هشیار جبهۀ انقلاب مصون بماند، لیکن آنچه مصمّم بر آن است اینکه نباید توافقنامۀ جامع نهایی با هر کیفیتی منتفی شود. ۲٫ آمریکاییان اما، فضای خودساختۀ دولت ایران و هیئت ایرانی را به خوبی درک می‌کنند. و در نتیجه، تلاش می‌کنند بر مبنا و راستای توافقنامۀ رسوای ژنو، برنامۀ هسته‌ای ایران را هر چه بیشتر نحیف و عقیم ساخته، زمینۀ تحدید عرصه‌های دیگر — از جمله توانمندی موشکی ایران — را فراهم کنند. آمریکاییان این را هم به خوبی فهم می‌کنند که این دولت و این دیپلماسی فرصتی طلایی است برای رسیدن به هر چه بیشترِ آرزوهای روی‌هم‌رفته ناکام‌شدۀ سی‌و‌پنج‌ سالۀ خود در جهت انقیاد و مهار هر چه بیشتر ایران در همۀ عرصه‌ها. در نتیجه، نمی‌گذارند این فرصت بی‌نظیر، بدون توفیقات هر چه بیشتر تلف شود. بنابراین، آن‌ها هم قطعاً مصرّ بر انعقاد توافقنامۀ نهایی هستند لیکن با خطوط قرمز ایران مواجهند. خطوط قرمزی که اگر در اختیار هیئت ایرانی و یا دولت ایران می‌بود در همان هفته‌های اول مذاکرات تبدیل به فرش قرمز برای افرنگیان می‌شد. ۳٫ آیا از آمریکاییان بعید است که کمی مواضع خود را علناً تعدیل کنند و در عوض دولت ایران عملاً چند برابر آن را جبران کند؟ الف) آیا راه‌اندازی‌نکردن بیش از ده ‌هزار سانتریفیوژ از سوی سازمان انرژی اتمی را پیش از نهایی‌شدن توافقنامۀ ژنو فراموش کرده‌ایم؟ ب) آیا برای امر فوق و مواردی دیگر، سازمان انرژی اتمی برخی از مدیران متعهد و همکار امثال شهید مصطفی احمدی روشن را برکنار و یا جابجایی سازمانی نکرد؟ ج) آیا عقلانیت سیاسی روانی‌ـ‌‌رسانه‌ای برخی مسئولان را فراموش کرده‌ایم که پس از انعقاد توافقنامۀ ‌ژنو تصریح و تأکید کردند که ما اورانیوم ۲۰٪ غنی‌شده اساساً نیاز نداریم؟ د) آیا ترفند تهعدات شفاهی بسیار مهم اعلام‌نشدۀ ژنو (همان مطالب توافق‌شدۀ غیرمکتوب) را فراموش کرده‌ایم؟ ه) آیا ماجرای توافقات مهم بر سر مبلغ قابل بازگشت از دارایی‌های مسدود‌شدۀ ایران در بانک‌های خارجی و نیز نحوۀ بازگشت آن را فراموش کرده‌ایم؟ و) آیا خود بازگشت اقساطی کمتر از ۵٪ دارایی مسدود‌شده را فراموش کرده‌ایم؟ ۴٫ آیا به‌راستی امکان ندارد بر سر موارد مهمی نظیر برداشتن تحریم‌ها، تعداد سانتریفیوژ‌ها، میزان فعالیت‌های غنی‌سازی، سطح غنی‌سازی، محل غنی‌سازی، محل ذخیره‌سازی اورانیوم غنی‌شده، چگونگی بازگشت حدود یکصد و بیست میلیارد دلار دارایی‌های مسدود‌شدۀ ایران، و موارد عدیدۀ دیگر، توافقاتی شفاهی همچون ماجرای ژنو، این بار بسیار مفصل‌تر، انجام شود؟ ۵٫ آیا امکان ندارد دولت با فعال‌کردن عقلانیت رسانه‌ای خود، آن تعدیل کم‌محتوا و کم‌اثر آمریکاییان را چنان بزرگنمایی کند که زمینه برای یک جشن ملی بزرگ و فراگیر فراهم شود؟ آیا با توجه به هماهنگی هیئت رئیسه مجلس و رسانۀ ملی با دولت، و سیطرۀ برخی جراید دربار زر و زور و تزویر، جا ندارد از هم‌اکنون خود را برای یکی دیگر از آن جشن‌های تاریخی متعدد و سابقه‌دار تاریخ ایران آماده کنیم؟ ۶٫ آیا امکان ندارد هم‌زمان با اوج شور و شادمانی و غلیان احساسات و عواطف مرسوم ما ایرانیان، دولت چند برابر کوتاه‌آمدن آمریکاییان را، مطابق با توافقات شفاهی، بی‌جار و جنجال جبران کند؟ ۷٫ آیا امکان ندارد چنین عمارتی از دل بنیان و شالوده‌ای که خود به دست خود افکنده‌ایم بیرون آید؟ ۸٫ آیا ملت ایران میخواهد در این تاریخ‌سازی دولت، همان استحالۀ تدریجی اما پرشیب انقلاب، شریک و همراه شود؟ ۩۩۩ بارخدایا! تو شاهد باش در این ایام و لیالی قدر، آنچه مصلحت وطنم و انقلاب اسلامی دیدم با قلبم نوشتم، و حرمت امر به معروف و نهی از منکر را به قدر بضاعت ناچیزم نگهداشتم. “قل لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا هو مولانا و علی الله فلیتوکل المؤمنون” (سورۀ مبارکۀ توبه: ۵۱). سعید زیباکلام


برچسب‌ها: تحلیل دکتر سعید زیباکلام درباره مذاکرات وین 6 هسته
+ نوشته شده توسط یا مهدی در چهارشنبه یکم مرداد 1393 و ساعت 0:29 |

خدا وکیلی اینطوری که الان مردم بابت باخت ایران ناراحتند اگر بابت نبود امام زمان ناراحت می بودند، فکر کنم همین امشب چشمانمان به جمالش روشن می شد!  به همین سادگی!!


تعجیل در فرجش همگی صلوات


برچسب‌ها: فوتبال و اوج غریبی صاحب ما امام زمان
+ نوشته شده توسط یا مهدی در یکشنبه یکم تیر 1393 و ساعت 2:42 |

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب حتما کار ما درست بوده که اسرائیل ناراحت است!

با گذر در بسیاری از سایت ها و خبرگزاری ها متوجه شدم که مهمترین استدلال موافقان ننگ نامه ژنو در تایید آن، عصبانیت رژیم صهیونیستی و تندروهای جمهوری خواه آمریکا از این ذلت نامه می باشد.  به  طور خلاصه باید گفت که ما در این تحقیر نامه در قبال واگذاری امتیازات  نقد فراوان، اندکی امتیاز نسیه ای، آنهم از جنس آب نبات چوبی در یافت نموده ایم!  در اینجا با ذکر داستانی خیالی سعی در به چالش کشیدن منطق این دسته از موافقان ننگ نامه ارائه خواهم داد. این داستان صرفا یک داستان خیالی است و در آن قصد هیچ گونه توهینی به هر شخص یا گروه حقیقی یا حقوقی وجود ندارد!  

  (پیش از هر چیز از خواننده محترم بابت بعضی از جملات مورد دار این داستان معذرت خواهی می نمایم!)

 

روزی  مردی با زنش در بیابانی راه می رفتند. راهزنان در بیابان  آنها را اسیر می کنند و حلقه ای بسیار کوچک دور آنها کشیده و تهدیدشان می کنند که اگر جرات دارید پایاتان را ازحلقه بیرون بگذارید! و الی کشته می شوید! حلقه کوچک بوده و مرد و زن زود خسته می شوند ولی تحمل می کنند به امید اینکه قافله ای از راه برسد و آنها را از دست راهزنان نجات دهد!  اما صبر مرد به دلیل تنبلی و شکم بارگی قبل از آنکه قافله ای برسد، تمام می شود و مرد از تنگی حلقه خسته شده و به راهزنان پیشنهاد مذاکره می دهد! راهزنان شرط باز نمودن حلقه را منوط به تجاوز به زن این مرد می نمایند! مرد شرط مذاکره را می پذیرد و اندکی حلقه را گسترده تر می نماید! در عوض راهزنان به زن او تجاوز می کنند! با این وجود باز عده ای از راهزنان ناراحت هستند که چرا شما شرط اولیه کشته شدن را نقض نمودید! مرد هم خوشحال از این مذاکره در جواب زنش، به این بی غیرتی، می گوید این عده از راهزنان را ببین که چقدر ناراحتند! خوب حتما کار ما درست بوده که اینها اینقدر ناراحتند!



برچسب‌ها: خوب حتما کار ما درست بوده که اسرائیل ناراحت است
+ نوشته شده توسط یا مهدی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 و ساعت 19:33 |

یک نکته مثبت از روحانی

 

امشب مصادف با 92/11/15  رئیس جمهور روحانی یک گفتگوی زندۀ تلویزیونی از شبکه 1 داشتند. علی رغم داشتن انتقادات فراوان از ایشان، به خصوص در رابطه با توافق نامه ننگین ژنو، ولی داشتن ظرفیت پذیرش و عذر خواهی بابت وجود اشکالات در یکی از طرح های مشکل دار مصوب شده (سبد کالا) صفت پسندیده ای بود که از ایشان مشاهده نمودم. امیدوارم ایشان در سایر زمینه ها هم اینگونه باشند و تا آخر خط این صفت را در خود حفظ نمایند.  انسان  در هر شرایطی بابت کاری که می داند اشتباه است باید بدون ترس و واهمه، معذرت خواهی نماید و بی خود اشکالات آن را توجیه ننماید. این نکته ای مثبت در تمامی حرفهای روحانی بود.

البته در رابطه با توافق نامه ننگین ژنو، ایشان هنوز یا واقعا نمی داند که این توافق نامه افتضاحی بیش نبوده است! و یا اینکه می داند ولی جرات عذرخواهی ندارد !؟ در هر صورت دیر یا زود بوی لجن این توافق نامه ننگین بیرون می آید، در آن روز باید دید که آیا حسن روحانی همچنان به عهد خود وفادار است و حاضر است از مردم عذر خواهی نماید. در آن روز باید حسن روحانی از انعقاد توافق نامه ای عذر خواهی کند که در تاریخ برچسپ ترکمنچای 2 بر آن خالی از لطف نمی باشد!! در آن روز حسن روحانی باید بگوید بابت اعتماد به آمریکا و فروش 35 سال عزت و شرف کشور در عرض 4 ماه با تمام وجود نه تنها از مردم ایران بلکه از کلیه مظلومان جهان عذر خواهی می نمایم.

 

انسان باید حرف و عمل حق را تحت هر شرایطی بپذیرد. اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: یک نکته مثبت از روحانی
+ نوشته شده توسط یا مهدی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 و ساعت 1:24 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

برای ثبت در تاریخ

اکنون که دارم این مطلب را می نویسم مصادف است با 11 بهمن سال 1392 هجری شمسی. امروز حسابی دلم گرفته بود! قرار است فردا یعنی 12 بهمن که مصادف است با اولین روز ایام دهۀ فجر انقلاب 57، اولین قسط از 4 میلیارد دلار پولهای بلوکه شدۀ خودمان را پس بدهند!! انتخاب این روز بدون شک معنی خاصی دارد!!؟؟

    به هر سو که نگاه میکنی هیچ روزنه ای از امید مشاهده نمی کنی! مسولین دولت تدبیر و امید (به قول خودشان ژنرالها) چند مدتی است که سکان دولت را در دست گرفته اند و برخلاف دولت قبل که حتی در بدترین شرایط حاضر نبود ذره ای نا امیدی به جامعه تزریق نماید، اکثر رفتارهایشان بوی ناامیدی می دهد!! اوج تدبیر این ژنرالهای پیر، توافق نامۀ ژنو می باشد که الحاق نام ترکمنچای 2 بر آن در خور سرزنش نمی باشد! هر جور که به این توافق نامه نگاه می کنم نمی توانم منطق واگذاری اینهمه امتیاز نقد از حقوق اساسی ملت در بحث هسته ای را در قبال دریافت اندکی امتیازات نسیه دربیابم!! به نظر من اگر حتی یک دیوار را هم در مقابل طرف غربی می گذاشتیم می توانستیم توافق نامه ای بهتر از این تهیه نماییم!! ؟؟

 

در کنار همه اینها، آنچه بیشتر از همه اعصابم را به هم می ریزد افتخار و خوشحالی مسئولین دولت کلید به این خفت می باشد! حداقل این بود که می گفتند فشار اقتصادی بهمون وارد شد، از ترس شکم مجبور شدیم در مقابل تهدید اقتصادی دشمن کوتاه بیایم! ولی متاسفانه خوشحالی بیش از حد آنها به این ذلت و ننگ، بیش از هر چیز انسان را ناراحت می کند! در این توافق نامه عملا ما پذیرفته ایم که پیشرفت هسته ای را متوقف نماییم و از این به بعد هیچ وقت قرار نیست سانتریفیوژهای ما از 20 هزار تا بالاتر رود!! پیشرفت راکتور آب سنگین اراک که انصافا یکی از بزرگترین افتخارت ملی می باشد، مسکوت مانده است!! بدتر از همۀ اینها گره زدن آینده هسته ای گشور در تمامی زمینه ها به تعریف مشترک با غربی ها یکی از بزرگترین خفت هایی است که بر ملت تحمیل شده است!! و ده ها مورد دیگر وجود دارد که گفتن آنها از حوصلۀ این مطلب خارج می باشد.

 

نمی دانم آیندگان در مورد امروز ما چه خواهند نوشت و چه خواهند گفت! ولی امروز من این مطلب را می نویسم برای ثبت در تاریخ! می نویسم برای  آیندگانی که قرار است از تاریخ سرمشق گیرند!!  ای فرزندان من، ما هم مثل شما قبول داریم که این دوره دورۀ ننگ بود ولی خدا خود شاهد است که ما دستمان بسته بود و اعتراض و نقد ما را با برچسپ خشونت و افراطی گری جواب دادند!! فرزندان ندیدۀ خودم بدانید که در سال 1392 این ژنرالهای غرب زده بودند که با تئوریهای لیبرال سرمایداری ماتریالیستی، ترمز پیشرفت علم را در ایران محکم کشیدند و آینده شما را به خطر انداختند!! آن روز که شما هستید دیگر نفت را نسل ما تمام کرده است و اگر مجبورید برای داشتن انرژی، دوباره دست به دامان همین مستکبران شوید، بدانید که این دولت راستگویان بود که نگذاشت آیندۀ شما تامین شود!! فرزندان من، حلال کنید ما را، ما هم مثل شما خون دل می خوریم ولی چکار کنیم که بیشتر از این نتوانستیم کاری از پیش ببریم!! لذا حلالمان کنید از اینکه نتوانستیم در مقابل امپراطوری رانت خواران و آقازاده های تازه به دوران رسیده مقابله نماییم!! حلالمان کنید و بدانید که مسیر اینها با ما یکی نیست!!

 

البته باز هم حلال کنید دوستانی را که ندانسته با اره شاخه زیر پای خود را بریدند و اهم و مهم را بر طبق فرمایشات ولی خود فراموش نمودند و غافل از خطر شاه سلطان حسین ها، به توهم انحراف به بمباران دوستان خود پرداختند و زمینۀ حضور این دست سلطان حسین ها را بر اریکۀ قدرت مهیا ساختند! امروز نسل ما حقیر شده است. 34 سال مقاومت را فروختیم برای ذره ای نان که آنهم را درست و حسابی بهمان نداند!!  بدانید و آگاه باشد و از سرنوشت ما درس بگیرید و حتی اگر شده به قرص نانی صبر پیشه کنید ولی ننگ ذلت و خورای را مانند نسل ما بر پیشانی خودتان مهر نکنید!!

 

 

البته همه اینها گفته شد ولی شاید خداوند چیز دیگری بخواهد و آنهم ظهور صاحب و مولای مستضعفان می باشد.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط یا مهدی در جمعه یازدهم بهمن 1392 و ساعت 1:12 |

جوک سال


 حسن روحانی در اولین سفر استانیش به خوزستان


"توافق نامۀ ژنو یعنی تسلیم قدرتهای بزرگ در برابر ملت ایران"




                                 

+ نوشته شده توسط یا مهدی در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 و ساعت 22:16 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پنج فرضیه در باب آینده مذاکرات هسته ای در دولت جدید

 

بالاخره متن توافق نامه آقای دکتر ظریف با طرفهای غربی  بیرون آمد، متنی که از آن به عنوان یک فتح الفتوح یاد می نمایند. چیزی که از ظاهر قضیه (متن توافق) مشهود است اینست که ما فعلا غنی سازی 20 درصد را بیخیال شدیم، تاسیسات اراک عملا به سمت تعطیلی حرکت می کنند و پیشرفت هسته ای را فعلا متوقف نموده ایم و همه چیز محدود شده به غنی سازی 5 درصد که آنهم قرار است در دراز مدت با توافق طرفین به سرانجام برسد یعنی عملا بابت هر کاری و هر حقی در ابتدا باید از غربی ها اجاره بگیریم. در مقابل طرف غربی هم موافقت نموده که مقداری از محدویت های اقتصادی تحمیلی را به صورت قطره چکانی کاهش دهد.

 

لذا در این راستا فرض های زیر قابل بررسی می شود.

 

1فرض بسیار خوشبینانه:  مسئولین سیاست خارجی حقیقتا به تمام معنا معتقد به خطوط قرمز رهبری، نظام و انقلاب می باشند و در عین حال بسیار با ادبیات مذاکره و پیچ و خم های آن آشنا هستند و خوب میدانند که در هر مرحله ای چه کاری باید انجام دهند.

 

با این فرض باید خوشبین بود و عقب نشینی انجام گرفته در توافق نامه ژنو را تنها یک گام استراتژیک و موقتی برای نیل به مقاصد اصلی تفسیر نمود. با قبول این فرض باید اینطور تصور نمود که تیم دولت جدید عملا به تمامی زیر و بم های سیاست و مذاکره آشنایی دارند و این عقب نشینی ظاهری تنها مرحله ای از پیش تعیین شده از یک طرح یا نقشۀ دراز مدت پیش بینی شده می باشد که توسط  مغز های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری مرحله به مرحله تبیین شده است.

 

2-- فرض خوشبینانه:  مسئولین سیاست خارجی معتقد به خطوط قرمز رهبری، نظام و انقلاب می باشند و در عین حال در بازی سیاست، دوست و دشمن را به خوبی می شناسند و میدانند که با چه کسانی مذاکره می نمایند. اما واجد یک طرح از پیش طراحی شده نمی باشند.

 

با قید این فرض باید به تیم مذاکره کننده به عنوان فرزندان متخب این مملکت اعتماد نمود. موفقیت یا شکست آنها در مذاکرات، هر دو برای نظام پیروزی می باشد.  لذا همانطور که رهبری فرمودند جای هیچ گونه نگرانی نخواهد بود زیرا اگر به نتیجه رسیدند که چه بهتر و در غیر اینصورت به مردم ثابت می شود که آمریکا ذاتا منطق ندارد. لذا ان شاالله با تکیه بر جوانان و عزمی راسخ تر به سمت یک اقتصاد مقاومتی و شکوفا همانند حوزۀ نظامیمان، حرکت خواهیم نمود.

 

3 فرض ظاهر بینانه: مسئولین سیاست خارجی معتقد به خطوط قرمز رهبری، نظام و انقلاب می باشند اما  متاسفانه یا ساده لوح می باشند یا اینکه توهم خوشبینی دارند و هنوز دشمنی و خباثت تمدن غرب را باور ندارند.

 

با این فرض عملا خیلی سریع سرشان به سنگ خواهد خورد و همانند بیانۀ سعد آباد، خواهند فهمید که غرب و مخصوصا آمریکا خبیث تر آن چیزی هستند که تا به حال تصور می نمودند.

 

4 فرض بدبینانه: مسئولین سیاست خارجی در ظاهر معتقد به خطوط قرمز رهبری،  نظام و انقلاب هستند ولی در حقیقت خط قرمزشان تنها موفقیت دولت تدبیر و امید و چارچوب جغرافیایی به نام ایران می باشد.

 

پذیرش چنین فرضی منوط به وجود تفکری مادی گراینه و سوکولاریستی در راس هرم تصمیم سازی دولت می باشد. با قید این فرض، احتمالا تلاش برای برداشتن تحریم ها با هزینۀ زیادی همراه خواهد بود و ما باید برگهای برندۀ بسیاری را رو نماییم. دلیل این مهم را باید در نگاه بسیار ظاهر بینانه و مادی اینگونه از تفکرات پیدا نمود که هیچ گونه اعتقادی به روحیۀ انقلابی و نقش و کارکرد آن ندارند لذا تهدیدات نظامی به عنوان یک واقعیت مادی و اهرم فشار می تواند بسیار بر آنها مثمر ثمر باشد. به عقیدۀ این حقیر، اطلاق نام "روشنفکران خود باخته" بر چنین جریاناتی بسیار درخور و مناسب می باشد. 

 

5فرض بسیار بدبینانه: مسئولین سیاست خارجی در ظاهر معتقد به خطوط قرمز رهبری،  نظام و انقلاب می باشند ولی در حقیقت نیتشان هضم ایران در نظام بین الملل و پذیرش نقش جهانی تعریف شده از طرف کدخدایان جهان برای تحقق وعدۀ نظم نوین جهانی آمریکا می باشد. 

 

با قید این فرض وجود فتنه ها و درگیری های فراگیر در ایران در آینده ای نزدیک به هیچ وجه دور از انتظار نمی باشد. لذا دور از انتظار نیست که در یک نقشۀ راه هماهنگ و از پیش تعیین شده، سیاست لبخند در دولت جدید  به پذیرش حق غنی سازی به عنوان یک هدف مهم به رفع کامل تحریم ها منتج شود و از آمریکا چهره ای محبوب و منطقی در اذهان مردم شکل دهد. دولت جدید هم بتواند نقش خود را به خوبی ایفا نماید و قدرت جریانات و تفکرات انقلابی مزاحم جهانی شدن، به خصوص، رهبری،  سپاه و حزب الله را با ایجاد جو تبلیغاتی سنگین به حاشیه ببرد و در نهایت بتواند از ایران کشوری همانند ترکیه بسازند. با چنین فرضی احتمال حضور بسیار دراز مدت چنین تفکراتی در راس نظام دور از انتظار نخواهد بود. بدون شک در قاموس چنین تفکراتی فروش ارزان دست و پاهای ایران (حماس، حزب الله و سوریه) بسیار ساده و منطقی می باشد. چنین تفکراتی حتی تقیدی به خاک کشور ندارند و عملا آنچه برایشان مهم است صرفا برپایی یک نظم جهانی با مدیریت اقلیت ثروتمند صهیونیزم جهانی می باشند.

 

نتیجه نهایی را ما بر عهدۀ خواننده وا می گذاریم تا خود با یک نگاه واقع بینانه و منصفانه از رفتارها، منش ها و گفتارهای مسئولین دولت جدید و به خصوص تیم سیاست خارجی، خود به نتیجۀ منطقی رهنمون شود. بدون شک وجود رفتارهایی خاص و مشکوک از تیم دولت جدید، باعث شده است تا حضور نگاه های بدبینانه در کنار نگاه های خوشبینانه نیز مورد توجه واقع شود.

 

به عنوان نمونه، سخن مبهوت کننده رئیس جمهور در خالی بودن خرانه آنهم دقیقا در آستانۀ مذاکرات، شور و شعف وصف ناپذیر دولت جدید در برقرای رابطه با آمریکا، اقرار مکرر به تاثیر گذاری تحریم ها و فشار به مردم، توصیف های آنچنانی از رئیس جمهور کشور آمریکا، واگذاری امتیازات فراوان سوال بر انگیز در توافق نامۀ هسته ای، گره زدن تمامی مشکلات کشور به مسئلۀ تحریم ها، متوقف ساختن داوطلبانۀ روند پیشرفت هسته ای قبل از مذاکرات، دو دستگی جامعه به افراطی و معتدل در سخن رئیس جمهور در مجلس، تلاش برای حذف شعار مرگ بر آمریکا، نامحرم دانستن مردم از بابت جزئیات مذاکرات هسته ای، ارسال پالسهایی نا امید کننده از ضعف قدرت نظامی کشور در مقابل آمریکا، حذف بی دلیل دعای "اللهم عجل لولیک الفرج" از لگوی سایت شبکۀ ایران، اصرار و تبلیغ مسولین بر لغو فیلترینک شبکۀ ضد امنیتی و جاسوسی فیس بوک، کاهش 80 در صدی بودجۀ وزارت دفاع و  .... همگی مثالهایی فراوان از بعضی از رفتارهای مشکوک و سوال برانگیز دولت جدید می باشد که زمینه را برای مطرح شدن نگاه هایی بدبینانه نسبت به دولت مهیا می سازد. 


برچسب‌ها: پنج فرضیه در باب آینده مذاکرات هسته ای در دولت جدی
+ نوشته شده توسط یا مهدی در پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 و ساعت 22:10 |


Powered By
BLOGFA.COM