X
تبلیغات
نظم بی نظمی

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب حتما کار ما درست بوده که اسرائیل ناراحت است!

با گذر در بسیاری از سایت ها و خبرگزاری ها متوجه شدم که مهمترین استدلال موافقان ننگ نامه ژنو در تایید آن، عصبانیت رژیم صهیونیستی و تندروهای جمهوری خواه آمریکا از این ذلت نامه می باشد.  به  طور خلاصه باید گفت که ما در این تحقیر نامه در قبال واگذاری امتیازات  نقد فراوان، اندکی امتیاز نسیه ای، آنهم از جنس آب نبات چوبی در یافت نموده ایم!  در اینجا با ذکر داستانی خیالی سعی در به چالش کشیدن منطق این دسته از موافقان ننگ نامه ارائه خواهم داد. این داستان صرفا یک داستان خیالی است و در آن قصد هیچ گونه توهینی به هر شخص یا گروه حقیقی یا حقوقی وجود ندارد!  

  (پیش از هر چیز از خواننده محترم بابت بعضی از جملات مورد دار این داستان معذرت خواهی می نمایم!)

 

روزی  مردی با زنش در بیابانی راه می رفتند. راهزنان در بیابان  آنها را اسیر می کنند و حلقه ای بسیار کوچک دور آنها کشیده و تهدیدشان می کنند که اگر جرات دارید پایاتان را ازحلقه بیرون بگذارید! و الی کشته می شوید! حلقه کوچک بوده و مرد و زن زود خسته می شوند ولی تحمل می کنند به امید اینکه قافله ای از راه برسد و آنها را از دست راهزنان نجات دهد!  اما صبر مرد به دلیل تنبلی و شکم بارگی قبل از آنکه قافله ای برسد، تمام می شود و مرد از تنگی حلقه خسته شده و به راهزنان پیشنهاد مذاکره می دهد! راهزنان شرط باز نمودن حلقه را منوط به تجاوز به زن این مرد می نمایند! مرد شرط مذاکره را می پذیرد و اندکی حلقه را گسترده تر می نماید! در عوض راهزنان به زن او تجاوز می کنند! با این وجود باز عده ای از راهزنان ناراحت هستند که چرا شما شرط اولیه کشته شدن را نقض نمودید! مرد هم خوشحال از این مذاکره در جواب زنش، به این بی غیرتی، می گوید این عده از راهزنان را ببین که چقدر ناراحتند! خوب حتما کار ما درست بوده که اینها اینقدر ناراحتند!



برچسب‌ها: خوب حتما کار ما درست بوده که اسرائیل ناراحت است
+ نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 و ساعت 19:33 |

یک نکته مثبت از روحانی

 

امشب مصادف با 92/11/15  رئیس جمهور روحانی یک گفتگوی زندۀ تلویزیونی از شبکه 1 داشتند. علی رغم داشتن انتقادات فراوان از ایشان، به خصوص در رابطه با توافق نامه ننگین ژنو، ولی داشتن ظرفیت پذیرش و عذر خواهی بابت وجود اشکالات در یکی از طرح های مشکل دار مصوب شده (سبد کالا) صفت پسندیده ای بود که از ایشان مشاهده نمودم. امیدوارم ایشان در سایر زمینه ها هم اینگونه باشند و تا آخر خط این صفت را در خود حفظ نمایند.  انسان  در هر شرایطی بابت کاری که می داند اشتباه است باید بدون ترس و واهمه، معذرت خواهی نماید و بی خود اشکالات آن را توجیه ننماید. این نکته ای مثبت در تمامی حرفهای روحانی بود.

البته در رابطه با توافق نامه ننگین ژنو، ایشان هنوز یا واقعا نمی داند که این توافق نامه افتضاحی بیش نبوده است! و یا اینکه می داند ولی جرات عذرخواهی ندارد !؟ در هر صورت دیر یا زود بوی لجن این توافق نامه ننگین بیرون می آید، در آن روز باید دید که آیا حسن روحانی همچنان به عهد خود وفادار است و حاضر است از مردم عذر خواهی نماید. در آن روز باید حسن روحانی از انعقاد توافق نامه ای عذر خواهی کند که در تاریخ برچسپ ترکمنچای 2 بر آن خالی از لطف نمی باشد!! در آن روز حسن روحانی باید بگوید بابت اعتماد به آمریکا و فروش 35 سال عزت و شرف کشور در عرض 4 ماه با تمام وجود نه تنها از مردم ایران بلکه از کلیه مظلومان جهان عذر خواهی می نمایم.

 

انسان باید حرف و عمل حق را تحت هر شرایطی بپذیرد. اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: یک نکته مثبت از روحانی
+ نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 و ساعت 1:24 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

برای ثبت در تاریخ

اکنون که دارم این مطلب را می نویسم مصادف است با 11 بهمن سال 1392 هجری شمسی. امروز حسابی دلم گرفته بود! قرار است فردا یعنی 12 بهمن که مصادف است با اولین روز ایام دهۀ فجر انقلاب 57، اولین قسط از 4 میلیارد دلار پولهای بلوکه شدۀ خودمان را پس بدهند!! انتخاب این روز بدون شک معنی خاصی دارد!!؟؟

    به هر سو که نگاه میکنی هیچ روزنه ای از امید مشاهده نمی کنی! مسولین دولت تدبیر و امید (به قول خودشان ژنرالها) چند مدتی است که سکان دولت را در دست گرفته اند و برخلاف دولت قبل که حتی در بدترین شرایط حاضر نبود ذره ای نا امیدی به جامعه تزریق نماید، اکثر رفتارهایشان بوی ناامیدی می دهد!! اوج تدبیر این ژنرالهای پیر، توافق نامۀ ژنو می باشد که الحاق نام ترکمنچای 2 بر آن در خور سرزنش نمی باشد! هر جور که به این توافق نامه نگاه می کنم نمی توانم منطق واگذاری اینهمه امتیاز نقد از حقوق اساسی ملت در بحث هسته ای را در قبال دریافت اندکی امتیازات نسیه دربیابم!! به نظر من اگر حتی یک دیوار را هم در مقابل طرف غربی می گذاشتیم می توانستیم توافق نامه ای بهتر از این تهیه نماییم!! ؟؟

 

در کنار همه اینها، آنچه بیشتر از همه اعصابم را به هم می ریزد افتخار و خوشحالی مسئولین دولت کلید به این خفت می باشد! حداقل این بود که می گفتند فشار اقتصادی بهمون وارد شد، از ترس شکم مجبور شدیم در مقابل تهدید اقتصادی دشمن کوتاه بیایم! ولی متاسفانه خوشحالی بیش از حد آنها به این ذلت و ننگ، بیش از هر چیز انسان را ناراحت می کند! در این توافق نامه عملا ما پذیرفته ایم که پیشرفت هسته ای را متوقف نماییم و از این به بعد هیچ وقت قرار نیست سانتریفیوژهای ما از 20 هزار تا بالاتر رود!! پیشرفت راکتور آب سنگین اراک که انصافا یکی از بزرگترین افتخارت ملی می باشد، مسکوت مانده است!! بدتر از همۀ اینها گره زدن آینده هسته ای گشور در تمامی زمینه ها به تعریف مشترک با غربی ها یکی از بزرگترین خفت هایی است که بر ملت تحمیل شده است!! و ده ها مورد دیگر وجود دارد که گفتن آنها از حوصلۀ این مطلب خارج می باشد.

 

نمی دانم آیندگان در مورد امروز ما چه خواهند نوشت و چه خواهند گفت! ولی امروز من این مطلب را می نویسم برای ثبت در تاریخ! می نویسم برای  آیندگانی که قرار است از تاریخ سرمشق گیرند!!  ای فرزندان من، ما هم مثل شما قبول داریم که این دوره دورۀ ننگ بود ولی خدا خود شاهد است که ما دستمان بسته بود و اعتراض و نقد ما را با برچسپ خشونت و افراطی گری جواب دادند!! فرزندان ندیدۀ خودم بدانید که در سال 1392 این ژنرالهای غرب زده بودند که با تئوریهای لیبرال سرمایداری ماتریالیستی، ترمز پیشرفت علم را در ایران محکم کشیدند و آینده شما را به خطر انداختند!! آن روز که شما هستید دیگر نفت را نسل ما تمام کرده است و اگر مجبورید برای داشتن انرژی، دوباره دست به دامان همین مستکبران شوید، بدانید که این دولت راستگویان بود که نگذاشت آیندۀ شما تامین شود!! فرزندان من، حلال کنید ما را، ما هم مثل شما خون دل می خوریم ولی چکار کنیم که بیشتر از این نتوانستیم کاری از پیش ببریم!! لذا حلالمان کنید از اینکه نتوانستیم در مقابل امپراطوری رانت خواران و آقازاده های تازه به دوران رسیده مقابله نماییم!! حلالمان کنید و بدانید که مسیر اینها با ما یکی نیست!!

 

البته باز هم حلال کنید دوستانی را که ندانسته با اره شاخه زیر پای خود را بریدند و اهم و مهم را بر طبق فرمایشات ولی خود فراموش نمودند و غافل از خطر شاه سلطان حسین ها، به توهم انحراف به بمباران دوستان خود پرداختند و زمینۀ حضور این دست سلطان حسین ها را بر اریکۀ قدرت مهیا ساختند! امروز نسل ما حقیر شده است. 34 سال مقاومت را فروختیم برای ذره ای نان که آنهم را درست و حسابی بهمان نداند!!  بدانید و آگاه باشد و از سرنوشت ما درس بگیرید و حتی اگر شده به قرص نانی صبر پیشه کنید ولی ننگ ذلت و خورای را مانند نسل ما بر پیشانی خودتان مهر نکنید!!

 

 

البته همه اینها گفته شد ولی شاید خداوند چیز دیگری بخواهد و آنهم ظهور صاحب و مولای مستضعفان می باشد.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در جمعه یازدهم بهمن 1392 و ساعت 1:12 |

جوک سال


 حسن روحانی در اولین سفر استانیش به خوزستان


"توافق نامۀ ژنو یعنی تسلیم قدرتهای بزرگ در برابر ملت ایران"




                                 

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 و ساعت 22:16 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پنج فرضیه در باب آینده مذاکرات هسته ای در دولت جدید

 

بالاخره متن توافق نامه آقای دکتر ظریف با طرفهای غربی  بیرون آمد، متنی که از آن به عنوان یک فتح الفتوح یاد می نمایند. چیزی که از ظاهر قضیه (متن توافق) مشهود است اینست که ما فعلا غنی سازی 20 درصد را بیخیال شدیم، تاسیسات اراک عملا به سمت تعطیلی حرکت می کنند و پیشرفت هسته ای را فعلا متوقف نموده ایم و همه چیز محدود شده به غنی سازی 5 درصد که آنهم قرار است در دراز مدت با توافق طرفین به سرانجام برسد یعنی عملا بابت هر کاری و هر حقی در ابتدا باید از غربی ها اجاره بگیریم. در مقابل طرف غربی هم موافقت نموده که مقداری از محدویت های اقتصادی تحمیلی را به صورت قطره چکانی کاهش دهد.

 

لذا در این راستا فرض های زیر قابل بررسی می شود.

 

1فرض بسیار خوشبینانه:  مسئولین سیاست خارجی حقیقتا به تمام معنا معتقد به خطوط قرمز رهبری، نظام و انقلاب می باشند و در عین حال بسیار با ادبیات مذاکره و پیچ و خم های آن آشنا هستند و خوب میدانند که در هر مرحله ای چه کاری باید انجام دهند.

 

با این فرض باید خوشبین بود و عقب نشینی انجام گرفته در توافق نامه ژنو را تنها یک گام استراتژیک و موقتی برای نیل به مقاصد اصلی تفسیر نمود. با قبول این فرض باید اینطور تصور نمود که تیم دولت جدید عملا به تمامی زیر و بم های سیاست و مذاکره آشنایی دارند و این عقب نشینی ظاهری تنها مرحله ای از پیش تعیین شده از یک طرح یا نقشۀ دراز مدت پیش بینی شده می باشد که توسط  مغز های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری مرحله به مرحله تبیین شده است.

 

2-- فرض خوشبینانه:  مسئولین سیاست خارجی معتقد به خطوط قرمز رهبری، نظام و انقلاب می باشند و در عین حال در بازی سیاست، دوست و دشمن را به خوبی می شناسند و میدانند که با چه کسانی مذاکره می نمایند. اما واجد یک طرح از پیش طراحی شده نمی باشند.

 

با قید این فرض باید به تیم مذاکره کننده به عنوان فرزندان متخب این مملکت اعتماد نمود. موفقیت یا شکست آنها در مذاکرات، هر دو برای نظام پیروزی می باشد.  لذا همانطور که رهبری فرمودند جای هیچ گونه نگرانی نخواهد بود زیرا اگر به نتیجه رسیدند که چه بهتر و در غیر اینصورت به مردم ثابت می شود که آمریکا ذاتا منطق ندارد. لذا ان شاالله با تکیه بر جوانان و عزمی راسخ تر به سمت یک اقتصاد مقاومتی و شکوفا همانند حوزۀ نظامیمان، حرکت خواهیم نمود.

 

3 فرض ظاهر بینانه: مسئولین سیاست خارجی معتقد به خطوط قرمز رهبری، نظام و انقلاب می باشند اما  متاسفانه یا ساده لوح می باشند یا اینکه توهم خوشبینی دارند و هنوز دشمنی و خباثت تمدن غرب را باور ندارند.

 

با این فرض عملا خیلی سریع سرشان به سنگ خواهد خورد و همانند بیانۀ سعد آباد، خواهند فهمید که غرب و مخصوصا آمریکا خبیث تر آن چیزی هستند که تا به حال تصور می نمودند.

 

4 فرض بدبینانه: مسئولین سیاست خارجی در ظاهر معتقد به خطوط قرمز رهبری،  نظام و انقلاب هستند ولی در حقیقت خط قرمزشان تنها موفقیت دولت تدبیر و امید و چارچوب جغرافیایی به نام ایران می باشد.

 

پذیرش چنین فرضی منوط به وجود تفکری مادی گراینه و سوکولاریستی در راس هرم تصمیم سازی دولت می باشد. با قید این فرض، احتمالا تلاش برای برداشتن تحریم ها با هزینۀ زیادی همراه خواهد بود و ما باید برگهای برندۀ بسیاری را رو نماییم. دلیل این مهم را باید در نگاه بسیار ظاهر بینانه و مادی اینگونه از تفکرات پیدا نمود که هیچ گونه اعتقادی به روحیۀ انقلابی و نقش و کارکرد آن ندارند لذا تهدیدات نظامی به عنوان یک واقعیت مادی و اهرم فشار می تواند بسیار بر آنها مثمر ثمر باشد. به عقیدۀ این حقیر، اطلاق نام "روشنفکران خود باخته" بر چنین جریاناتی بسیار درخور و مناسب می باشد. 

 

5فرض بسیار بدبینانه: مسئولین سیاست خارجی در ظاهر معتقد به خطوط قرمز رهبری،  نظام و انقلاب می باشند ولی در حقیقت نیتشان هضم ایران در نظام بین الملل و پذیرش نقش جهانی تعریف شده از طرف کدخدایان جهان برای تحقق وعدۀ نظم نوین جهانی آمریکا می باشد. 

 

با قید این فرض وجود فتنه ها و درگیری های فراگیر در ایران در آینده ای نزدیک به هیچ وجه دور از انتظار نمی باشد. لذا دور از انتظار نیست که در یک نقشۀ راه هماهنگ و از پیش تعیین شده، سیاست لبخند در دولت جدید  به پذیرش حق غنی سازی به عنوان یک هدف مهم به رفع کامل تحریم ها منتج شود و از آمریکا چهره ای محبوب و منطقی در اذهان مردم شکل دهد. دولت جدید هم بتواند نقش خود را به خوبی ایفا نماید و قدرت جریانات و تفکرات انقلابی مزاحم جهانی شدن، به خصوص، رهبری،  سپاه و حزب الله را با ایجاد جو تبلیغاتی سنگین به حاشیه ببرد و در نهایت بتواند از ایران کشوری همانند ترکیه بسازند. با چنین فرضی احتمال حضور بسیار دراز مدت چنین تفکراتی در راس نظام دور از انتظار نخواهد بود. بدون شک در قاموس چنین تفکراتی فروش ارزان دست و پاهای ایران (حماس، حزب الله و سوریه) بسیار ساده و منطقی می باشد. چنین تفکراتی حتی تقیدی به خاک کشور ندارند و عملا آنچه برایشان مهم است صرفا برپایی یک نظم جهانی با مدیریت اقلیت ثروتمند صهیونیزم جهانی می باشند.

 

نتیجه نهایی را ما بر عهدۀ خواننده وا می گذاریم تا خود با یک نگاه واقع بینانه و منصفانه از رفتارها، منش ها و گفتارهای مسئولین دولت جدید و به خصوص تیم سیاست خارجی، خود به نتیجۀ منطقی رهنمون شود. بدون شک وجود رفتارهایی خاص و مشکوک از تیم دولت جدید، باعث شده است تا حضور نگاه های بدبینانه در کنار نگاه های خوشبینانه نیز مورد توجه واقع شود.

 

به عنوان نمونه، سخن مبهوت کننده رئیس جمهور در خالی بودن خرانه آنهم دقیقا در آستانۀ مذاکرات، شور و شعف وصف ناپذیر دولت جدید در برقرای رابطه با آمریکا، اقرار مکرر به تاثیر گذاری تحریم ها و فشار به مردم، توصیف های آنچنانی از رئیس جمهور کشور آمریکا، واگذاری امتیازات فراوان سوال بر انگیز در توافق نامۀ هسته ای، گره زدن تمامی مشکلات کشور به مسئلۀ تحریم ها، متوقف ساختن داوطلبانۀ روند پیشرفت هسته ای قبل از مذاکرات، دو دستگی جامعه به افراطی و معتدل در سخن رئیس جمهور در مجلس، تلاش برای حذف شعار مرگ بر آمریکا، نامحرم دانستن مردم از بابت جزئیات مذاکرات هسته ای، ارسال پالسهایی نا امید کننده از ضعف قدرت نظامی کشور در مقابل آمریکا، حذف بی دلیل دعای "اللهم عجل لولیک الفرج" از لگوی سایت شبکۀ ایران، اصرار و تبلیغ مسولین بر لغو فیلترینک شبکۀ ضد امنیتی و جاسوسی فیس بوک، کاهش 80 در صدی بودجۀ وزارت دفاع و  .... همگی مثالهایی فراوان از بعضی از رفتارهای مشکوک و سوال برانگیز دولت جدید می باشد که زمینه را برای مطرح شدن نگاه هایی بدبینانه نسبت به دولت مهیا می سازد. 


برچسب‌ها: پنج فرضیه در باب آینده مذاکرات هسته ای در دولت جدی
+ نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 و ساعت 22:10 |
                                             اما و اگرهای یک توافق

نمی­خواستم چیزی بنویسم، اما راستش را بخواهید با دیدن متن توافق آن­قدر اعصابم بهم ریخت که نتوانستم!

برخی که می­گویند اگر یک شکلات هم ضمیمه­ی توافق کرده بودند، با معاهده­ی ترکمنچای مو نمی­زد!

برخی هم آن­قدر ذوق­زده شده­اند و با آب و تاب از این «دستاورد»! سخن می­گویند که هر کس نداند خیال می­کند چه فتح­الفتوحی صورت گرفته!!!

این­که آقای ظریف با اعتماد به نفس از ادامه یافتن فعالیت تأسیسات نطنز و فردو و اراک «به همین شیوه­ی کنونی» سخن می­گویند، در بدو امر نتیجه­ی امیدوار کننده و قابل قبولی به دیده می­آید، اما اگر ملت شریف بدانند که در شرایط «کنونی» فعالیت این مراکز به­ویژه اراک به حالت «نیمه تعطیل» درآمده، چه استنباطی خواهند داشت؟!  اگر ملت شریف بدانند تقریباً همه­ی فعالیت­های هسته­ای کشورمان از زمان روی کار آمدن دولت جدید به نحوی خودخواسته به حالت تعلیق درآمده چه؟!

ما که هر چه خواندیم نفهمیدیم در کجای توافق­نامه «حق غنی­سازی» ملت به رسمیت شناخته شده! ظاهراً آقایان این مطلب را به مفاد معاهده­ی NPT ارجاع می­دهند! خب اگر این­گونه است پس چه نیازی به این  رفت و آمدهای مکرر بوده، پس حاصل این مذاکرات نفس­گیر چه بوده، آیا پیش از این نمی­شد چنین استنباطی از متن معاهده داشت؟

یادمان نرود وعده­ی آقایان این بود که خواهند توانست بدون سر سوزنی عقب­نشینی از حقوق ملت تحریم­ها را متوقف و رند آن­ها را معکوس نمایند

حال به نظر شما چشم­پوشی از غنی­سازی 20 درصد، تعلیق سایت­ اراک و تعهد به عدم گسترش فعالیت­های نطنز و فردو، تعهد به عدم استفاده از سانتریفیوژهای جدید و نسل جدید، عدم ایجاد محل­های جدید برای غنی­سازی و...- ولو داوطلبانه و برای مدت 6 ماه- از مصادیق «کوتاه آمدن» به حساب می­آید یا خیر؟! و آیا نمی­توان ادعا کرد اگر تیم قبلی چنین توافقی حاصل نکرده بود صرفاً به سبب پافشاری بر حقوق «حداکثری» ملت بود و نه بخشی از آن، که اگر ایشان هم حاضر به صرفنظر از این موارد بودند، حصول چنین توافقی امری دور از دسترس نمی­بود!

آیا پرسش از این­که در قبال این همه تعهد چه به دست آورده­ایم، سؤال به حقی نیست؟ آیا حقیقتاً برطرف شدن تنها 5 درصد از تحریم­ها و تعهد به عدم اعمال تحریم­های جدید، گام­هایی متناسب و هم­وزن اقدامات اعتمادساز ایران است؟؟؟ آیا این به آن می­ارزد؟

آیا حقیقتاً می­توان برای چنین مضمونی این­گونه به وجد آمد و با افتخار از آن یاد کرد؟

راستش را بخواهید همت ما متعالی­تر از آن است که در برابر چنین «دستاوردی»! این­گونه به وجد بیائیم و دست­افشانی و پای­کوبی کنیم!

تنها چیزی که در این شرایط تسلای خاطر ماست حضور رهبر حکیم انقلاب است که با هوشمندی و دقت­نظری بی­نظیر اوضاع را رصد می­کنند و مردانه چونان سدی پولادین از دستاوردهای نظام صیانت می­کنند، نیز عنایت به این موضوع که این توافق دائمی و نهایی نیست و حتماً در پایان 6 ماه بایستی به نحوی به پیش برود که حقوق هسته­ای ملت در بهره­گیری بدون محدودیت از چرخه­ی کامل سوخت برای اهداف صلح­آمیز به طور کامل استیفا شود.

در پایان لازم است تأکید بر این­که مسئولین محترم نگاه دقیق­تری به مضمون فرمایش رهبری معظم انقلاب داشته باشند؛ ایشان در پاسخ به فضائی که رئیس­جمهور محترم در نامه­ی خود به ایشان ترسیم کرده بود فرمودند: «دستیابی به آن­چه مرقوم داشته­اید در خور تقدیر و تشکر... است»، اما آیا حقیقتاً آن­چه آقای روحانی «مرقوم داشته­اند»، همان است که در واقع محقق شده است؟

خاطرمان باشد رهبری معظم انقلاب در انتخاب واژه­ها تا چه اندازه وسواس و دقیق­اند!

البته این مطلب به معنای نادیده انگاشتن زحمات تیم مذاکره کننده نیست، از آنها بابت این تلاش ها سپاسگزاریم، لیکن مقصود نخست آن است که در این آوردگاه انتظار بیشتری از ایشان داشتیم و بر این باوریم که با ایستادگی بیشتر دستاورد به مراتب بزرگتری حاصل می­شد، ثانیاً تأکید بر این است که چنین ابراز شعفی از سوی برخی مردم و مسئولان طرف مقابل را دچار این توهم نکند که این توافق «سقف» خواسته های ملت ایران است، چه این که اگر چنین توهمی برای آنان شکل بگیرد استیفای مراتب بالاتر حقوق ملت با دشواری های مضاعفی همراه خواهد بود!

 

برگرفته از وبلاگ "سیب سرخ"

"ترجمه متن توافق نامه ژنو"

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در شنبه نهم آذر 1392 و ساعت 0:30 |

مذاکرات و برگ های برندۀ ایران

برای ورود به بحث لازم میدانم همین اول کار یک اصل اولیه را فارغ از هر گونه شرح و بسط اضافی در یکی دو  جملۀ ساده بیان نماییم.

" اصولا در منطق جامعه بین المللی کنونی چیزی به عنوان مذاکرۀ منطقی و  دلسوزانه برای اقناع  وجود ندارد و حق شما را صرفا متناسب با میزان زور و تاثیر گذاری شما خواهند داد. در این نظام غیر انسانی مسائلی مانند حقوق بشر و معاهدات بین المللی صرفا طرحی  فریبکارنه از قلب واژه ها در جهت ایجاد  پوششی تبلیغاتی در جهت توجیه اقدامات جنایت کارانۀ پدر خوانده های جهان می باشد."

حقیقت قضیه در این است که اگر قرار بود معضل هسته ای از طریق مذاکره قابل حل باشد تا کنون و بعد از گذشت یک دهه قابل حل بود. مشکل اساسی کار در این است که نفس وجود نظام جمهوری اسلامی بزرگترین سد فکری و فیزیکی در مقابل نظم نوین جهانی است. لذا اگر بنا بر این باشد که استکبار حق ملت ایران را در چارچوب نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظامی که تاکنون با شعار مرگ بر استکبار (آمریکا) داده، بپذیرد عملا مهر تاییدی بر مرگ خود زده است!

بنابراین تحت هیچ شرایطی نباید انتظار داشت آمریکا به حال ما دلسوزی کرده و حق ما را به رسمیت بشناسد و تحریم ها را بردارد. از این رو، تنها راه ممکن مذاکره با موضع برابرِ بده-بستان یا همان مذاکره به سبک برد-برد می باشد. به هر حال، ما سنگر ها یا برگ های برنده هایی داریم که برای غرب بسیار مهم می باشد. و مذاکره کننده ما باید آنقدر زرنگ باشد که بتواند با دادن کمترین امتیاز یا برگ برنده بیشترین امتیاز را از طرف مقابل کسب نماید.

به عبارت ساده تر تنها زمانی می توانیم حق خود را بستانیم که با منطق خودشان یعنی همان منطق زور با آنها صحبت نماییم. البته زور لزوما به معنای  ابزار نظامی نیست و هر آنچه که بتواند طرف مقابل را آزار دهد یک ابزار زور یا برگ برنده می باشد. هنر سیاست خارجی در این است که از برگ برنده های خود حداکثر استفاده را ببرد.

برگ برنده های جمهوری اسلامی (یا سنگر های دفاع)  به ترتیب کم اهمیت به پر اهمیت از دید نویسنده به صورت زیر می باشد:

1-    * داشتن ادعای نیاز به غنی سازی بالای 20 درصد برای مصارف خاص

2-    * توان غنی سازی 20 درصد به صورت صنعتی در سایت فوردو

3-    * سایت آب سنگین اراک

4-    * توان غنی سازی 3.5 درصد به صورت صنعتی

5-    * کارخانه کیک زرد اصفهان

6-     * نیروگاه هسته ای بوشهر

7-    * باور به نیاز جدی آمریکا به مذاکره با ایران برای تابو شکنی در اذهان مردم جهان

8-    * صداهای انقلابی مخالف ضد آمریکایی و ضد استکباری در ایران

9-    * اهمیت نقش نرم افزاری ایران در آمریکای لاتین

10-       * اهمیت حمایت فکری و معنوی ظاهری جمهوری اسلامی در جهت ترویج انقلابی گری در جهان

11-       * اهمیت نقش ایران در بحرین

12-       * اهمیت نقش مهم ایران در عراق

13-       * اهمیت نقش مهم ایران در حمایت از حماس

14-       * اهمیت نقش مهم ایران در حمایت از نظام سوریه جهت نیل به یک مردم سالاری واقعی همانند  عراق

15-       * قدرت موشکی و نظامی ایران

16-    *عدم به رسمیت شناختن اسرائیل

17-       * اهمیت فوق استراتژیک حزب الله

18-       * نقش فوق استراتژیک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

19-       * اهمیت و نقش بنیادی ولایت فقیه

20-       * اصل انقلاب اسلامی

21-       * اسلام شیعی

متاسفانه دولت جدید برگ برنده شماره 7 را به سادگی هرچه تمام تر سوزاند و عملا هیچ گونه دستاوردی حتی یک کاهش ناچیز در قیمت دلار هم از آن منتج نشد! و باز متاسفانانه به جای اینکه گزینه شماره 8 را به عنوان یک برگ برنده بسیار مهم در مذاکرات مطرح نمایند، خود از حول حلیم در دیگ افتادند و خواستار توقف این شعار شدند. با حذف این شعار، عملا سرنوشت انقلاب اسلامی میتواند به سمت ترکیه میل نماید، کشوری  که فقط ظاهری اسلامی دارد!

در زمان دولت قبل و تیم دکتر جلیلی تنها گزینۀ های 1و 2  مطرح بودند. آنهم با این روش که ایشان به عمد به مرگ می گرفتند تا آنها به درد راضی شوند. به این معنی که از اول هدف تیم مذاکره کننده رو نمودن برگهای 1و2 بوده منتهی در عمل به رو نمی آوردند و محکم می گفتند حق غنی سازی 20 چیزی نیست که بتوان در مورد آن مذاکره نمود تا اینکه در نهایت زمانی که ما واقعا بیخیال 20 درصد شدیم، بسیار خوشحال شوند و فکر کنند امتیاز بسیار بزرگی به چنگ آورده اند! لذا با این ترفند می توانستیم به حق خود دست یابیم و تحریم ها هم برداشته شوند.

 

 اینکه چرا علی رغم سیاست محکم تیم دولت قبل، دشمن حاضر به معامله برد-برد نشد را می توان به  طور ریشه ای در فتنۀ آمریکای-انگلیسی 88 جستجو نمود. اتفاقات سال 88 علی رغم اینکه می توانست سکوی پرشی برای حل معضل هسته ای باشد، به یک نقطه ضعف تبدیل شد و عملا توقع غرب را از طرف ایرانی به مراتب بالا برد لذا معاملۀ برد-بردی که همۀ نشانه های آن قبل از انتخابات 88 مشهود شده بود به سادگی هرچه تمام تر رخت بر بست.

اما در شرایط فعلی و بعد از انتخابات، متاسفانه دشمن آنقدر امیدوار شده که انتظار دارد طرف ایرانیش برای رفع کامل تحریم ها، مجبور باشد تعداد بیشتری گزینه را رو نماید! لذا امیدورایم مسئولین سیاست خارجی ما آنقدر آگاه باشند که بدانند سیاست چماق و هویج و پلیس خوب و پلیس بد در شرایط فعلی به چه معناست و در مقابل تهدیدات ترسی به خود راه ندهند و در ضمن آنقدر توانایی داشته باشند که برای رو نمودن هر برگ برنده ای در عوض، چیز مهمی را نیز به چنگ آورند تا اینکه در نهایت شرمنده خون شهدا نشویم. باید حواسمان باشد معامله در غلتان با آب نبات صورت نگیرد!

 

متاسفانه عملکرد تیم دولت جدید و به خصوص تیم مذاکره کننده جدید در نامحرم دانستن مردم و ارسال پالسهایی مشکوک در خالی بودن خرانه آنهم در آستانه مذاکرات و شور شوق فراوان آنها از مذاکرات مستقیم با کد خدای (بخوانید دیکتاتور) جهان و همچنین تلاش آنها برای حذف شعار مرگ بر آمریکا علی رغم عدم مشاهدۀ کوچکترین امتیازی از طرف غربی ها و ... باعث شده نگاه های بدبینانه از دولت جدید به نحوی منطقی در اذهان عمومی تقویت شود!

در یک نگاه بدبینانه به تیم مذاکره کننده هسته ای این احتمال وجود دارد که به ظاهر مشکل تحریم ها حل شود و  حق هسته ای ما هم به رسمیت شناخته شود. در این صورت برای تیم دولت یک افتخار اساسی محسوب می شود و آنها چهره خود را در بین مردم ظاهرا  بهبود داده و عملا برای فتح سنگر مجلس و سایر ارگانها اقدامات لازمه را در پیش می گیرند. لذا با یک نگاه مادی صرف  و با قید چنین رخدادی احتمال حضور دست کم 16 سالۀ این تفکر در قدرت امری غیر معقول نمی باشد! مسلما حضور روحانی و افراد هم کیش او در راس مدیریتی نظام برای آمریکا به مراتب بهتر از امثال احمدی نژاد است که قصد به چالش کشیدن کل تمدن مادی غرب را دارند.

 

البته احتمال چنین امری مسلما در ارسال پالسهایی امیدوار کننده در پذیرش نقش تعریف شدۀ ایران در نظام بین الملل (همانند کشورهایی نظیر ترکیه و عربستان و ....) از طرف قوۀ مدیریتی فعلی محقق خواهد شد.  حال اینکه این پالسها چه باشند، احتمالات مختلفی را می توان فرض نمود ولی به نظر این حقیر باید همۀ نگاه ها را به سمت سوریه و حماس و حزب الله معطوف نمود. بدون شک کسانی که دیروز شعار نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران سر میدادند بالقوه توانایی فروش ارزان دست و پاهای ایران را دارند و صد البته مکر خداوند بالاتر از هر مکری است و ایران اسلامی با مردم غیرتمندش ان شاالله تا ظهور مولا  چنین ننگینی را تحمل نخواهد کرد!

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در یکشنبه دوازدهم آبان 1392 و ساعت 18:20 |

خلاصۀ مطلب قبل

امسال انتخابات ریاست جمهوری با بحث تحریم ها هم زمان شده است و مطمئنا ورود به عرصۀ انتخابات بدون لحاظ کردن بحث تحریم ها و مشکلات فراوان اقتصادی امری غیر معقول می باشد. نامزدهای مختلف، نظرهای گوناگونی در رابطه با گرانی و تحریم ها ارائه می دهند.  اکثر نامزدها  مشکلات اقتصادی را بیشتر به گردن دولت کنونی می اندازند و نقش تحریم ها را خیلی کم جلوه می دهند و مرتب قولهایی 100  روزه تا دو ساله برای حل این مشکلات ارائه می دهند. اما حقیقت قضیه این است که مشکل اصلی اقتصاد کشور ما به ریشه های ساختاری آن مربوط می شود که دشمن با مشاهدۀ این نقاط ضعف ساختاری، تحریم های یک جانبه ای را بر ما تحمیل نموده که در طول تاریخ بشریت بی سابقه بوده است. چنین تحریم هایی تاکنون حتی بر کره شمالی اعمال نشده است! لذا طبیعی است هر دولت دیگری هم که بود، با این اقتصاد مریض، در اثر تحریم های فلج کننده، دچار چنین مشکلاتی می شد. اما هدف دشمن از تحریم ها چه بود؟ دشمن در قدم اول امیدوار بود که مردم در اثر فشارهای شدید اقتصادی علیه نظام یا دولت شورش نمایند. حال که مردم به دلیل آگاهی از نیت دشمن، تاکنون جوانمردانه مقاومت نموده اند دشمن امیدوار است با این تحریم ها بتواند به ما چنان فشار آورد که در بحث انتخابات دیگر دنبال تفکراتی از جنس مقاومت نباشیم. لذا عدم رای آوری

دکتر جلیلی به عنوان نماد مقاومت هسته ای به معنای اثر بخشی تحریم ها بر مردم تلقی می شود و در پی آن دشمن امیدوار  شده و نتیجه می گیرد که با اعمال فشار اقتصادی بیشتر به مردم، عملا می تواند امتیاز بیشتری بگیرد. لذا منطقی است که عدم پیروزی دکتر جلیلی می تواند دشمن را به فکر افزایش فشار بیشتر برای کسب امتیاز بیشتر بیاندازد. اما در صورت رای آوری دکتر جلیلی دشمن به این نتیجه می رسد که مردمی که چنین فشاری را تحمل نموده اند و باز عزتمندانه راه مقاومت پیش گرفته اند را نمی توان تحریم کرد. لذا دشمن مجبور می شود به سمت یک تعامل سازنده و یک بازی دو سر بُرد حرکت کند.

امروز دشمن استحکام ملت ما را پذیرفته است و آماده است که با ملت ایران یک تعامل عزت مندانه داشته باشد. در این شرایط رفتار ملت باید به نحوی باشد که دگر بار دشمن از بابت فشارها به کلی  نا امید شود. اگر ما در این شرایط به آقای دکتر جلیلی رای دهیم این ناامیدی دشمن را صد افزون می کنیم و در غیر اینصورت خواه یا ناخواه دشمن به تاثیر فشارها و تحریم های تحمیلی امیدار می شود و فقط خدا می داند که چند سال دیگر باید طول بکشد تا ما به آنها بفهمانیم که راهی جز پذیرش حقوق ملت ایران ندارند! و این بستگی به انتخاب شما ملت خواهد داشت

 

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه بیستم خرداد 1392 و ساعت 14:14 |

بسم الله الحمن الرحیم

انرژی هسته ای، تحریم، انتخابات

 

قبل از اینکه وارد بحث اصلی شویم لازم می دانم که گذری کوتاه بر مذاکرات هسته ای قبل از انتخابات سال 88 داشته باشیم. بعد از روی کار آمدن دولت دکتر احمدی نژاد و سیاست تهاجمی و مقاومتی او در مقابل طرفهای غربی، عملا چهار سال مذاکرات طول کشید تا طرفهای غربی قانع شوند که علی رغم تمامی سیاستهای تهدید آمیز نظامی برای کسب امتیاز، عملا دولت و ملت ترسی از این بابت ندارند و تحت هیچ شرایطی از حق هسته ای صلح آمیز خود نخواهد رفت و زیر بار سازش نخواهند رفت.  از این رو تمامی دولتهای مذاکره کننده 5+1 مطمئن شدند که طرف ایرانی شان اهل کوتاه آمدن از حق مسلم خود نیست و لذا بعد از 4 سال و آنهم در اواخر دولت نهم شرایط برای یک تفاهم دو جانبۀ برد برد تا حدود زیادی مهیا شده بود. اما به ناگاه با بروز فتنۀ 88 این امیدواری در طرف غربی بوجود آمد که فعلا شرایط داخلی ایران به هم ریخته، لذا دولت کنونی دیگر آن قدرت قبلی را ندارد. در همین راستا بعضی ار خناسان داخلی نیز با دادن پیامهایی از جنس خیانت عملا امید دوباره ای در طرفهای غربی برای زیر فشار قرار دادن ملت و دولت ایران در مذاکرات مطرح نمودند. در  حقیقت فتنۀ 88 تمامی بافته های 4 سالۀ ما را در اقناع غربی ها برای کسب امتیازات برابر و دو طرفه رشته نمود . عملا طرف غربی به این نکته امیدار شد که شاید مجددا بتوان همانند دولت اصلاحات امتیازاتی بسیار نابرابر و یک طرفۀ را قالب نمود. البته چنین چیزی از طرف آنها قابل انتظار بود زیرا وقتی فتنه و اختلاف بروز نماید عملا قدرت سیاست خارجی که معلولی از وحدت و حمایت داخلی می باشد مخدوش می شود و امیدواری دشمن برای کسب امتیارات نابرابر را بیشتر میکند. خلاصه اینکه، شرایط ما به 4 سال قبل برگشت، و روز از نو و روزی از نو!  دوباره دستگاه سیاست خارجه 4 سال دیگر به زحمت افتاد و دوباره طرف غربی امیدار شد که شاید این بار با اعمال فشار بیشتر مردم کوتاه بیایند و بی خیال حق هسته ای خود شوند. از این رو برای تفهیم این نکته به غربی ها که ما تحت هیچ شرایطی و با سخت ترین تحریم ها از حق خود نخواهیم گذشت حدودا 4 سال به طول کشید. در این مدت بی سابقه ترین فشارهای اقتصادی ناجوانمردانه که تاریخ نظیر آن را به خود ندیده بود بر کشور و ملت ما تحمیل شد! 4 سال هزینه دادیم تا دوباره برگردیم به شرایطی مانند قبل از انتخابات 88. در این شرایط کنونی دشمن تیر دیگری ندارد و هرچه داشته شلیک کرده است . دشمن انتظار داشت پس از یک سال از اعمال تحریم های فلج کننده، خود مردم در اثر فشار اقتصادی به خیابانها ریخته و خواستار کوتاه آمدن از حق خود شوند تا شاید اینکه قیمت دلار و سکه و سایر اجناس کم شود. تاکنون مردن ما بزرگوارنه سوخته و ساخته اند. لذا امید کوتاه مدت دشمن در ایجاد بلوا و آشوب نقش بر آب شده است. آنچه که به عنوان تحریم فعلا مورد امید طرفهای غربی می باشد، چیدن میوۀ این تحریم ها در مسئلۀ ریاست جمهوری است. کدام انسان منصفی است که نداند قضیۀ تحریم ها رابطۀ مستقیمی با انتخابات دارد. اصلا دشمن تحریم را وضع نمود تا خود مردم کوتاه بیایند و در پی آن نظام کوتاه بیاید. حال اگر در شرایط فعلی مردم ما علی رغم تمامی فشارهای سنگین اقتصادی همچنان نماد مقاومت هسته ای یعنی مردی که مردم او را در این چند سال مترادف با قضیۀ هسته ای میشناسند با رایی قاطع انتخاب نمایند، در اینصورت دشمن به تمام معنا نا امید خواهد شد و مجبور به کوتاه آمدن می شود. لذا کاملا منطقی است که دشمن در خفا در چنین شرایطی به مردم ما احسنت بگوید و بگوید اینها دیگر که هستند هرچه توانستیم بر آنها فشار آوردیم ولی باز به نماد مقاومت هسته ای رای دادند. لذا طبیعی است دشمن کوتاه آمده و حق هسته ای ما را که 10 سال برای آن تلاش نموده ایم به رسمیت بشناسد و مجبور شود با یک بازی برد برد تحریم ها را بردارد. و چنین مردمی که چنین اهل مقاومت باشند و ذلت نپذیرند مطمئنا خداوند درهای برکت آسمانها و زمین را برای آنها خواهد گشود.

 

اما در پرده ای دیگر اگر چناچه مردم غیر از آقای دکتر جلیلی شخص دیگری را بپذیرند، دشمن منطقی پیش خود فکر میکند که شاید به دلیل فشارهای من بوده که مردم به او رای دادند لذا دشمن دوباره امیدار شده و روز از نو و روزی از نو! حتی اگر چنین شخصی دم از مقاومت بزند، شخصیت او برای دشمن نامعلوم است و دشمن به خود میگوید شاید چنین شخصیتی مانند قبلی نباشد که هرچه فشار آوریدم کوتاه نیامد، و لذا شاید شخص جدید به محکمی قبلی نباشد و با چند بار فشار و ارعاب حداقل مقداری بیشتر کوتاه بیاید. در صورتی که مردم کسانی را که دم از سازش میزنند، انتخاب نمایند بدون شک دشمن به تمام مطلوب خود رسیده است ولذا یک پیام واضح را درک کرده است و آن این است که مردم شکم را بیشتر از حق هسته ای خود (که مقد مه ای بر سایرحقوق می باشد) ترجیح داده اند و لذا اصولا کلاه خود را بالا میندازند و با ساده ترین فشارها بر دولت جدید بیشترین امتیازات را خواهند گرفت، مانند آنچه که در سعد آباد در زمان اصلاحات روی داد. امروز اگر اینها انتخاب شوند دشمن میداند تیر آخرش به درستی به هدف اصابت نموده است و مردم کوتاه آمده اند و لذا با فشار بیشتر اراده ها نیزکمتر خواهد شد و ترکمنچایی دیگر رقم خواهد خود و احتمالا جام زهری به رهبری نوشانده خواهد شد. امروز دشمن تمام امیدش به تحریمهایی است که وضع نموده، در این شرایط اگر ما کسی را انتخاب نماییم که دشمن از سازش پذیری او نا امید باشد، بدون شک مجبور خواهد شد کوتاه بیاید.

بدون شک دشمن رای ملت به سازش کاران را تنها به معنای اثر بخشی تحریم ها در جهت دهی مردم به سمت این طیف خاص تعبیر می کند و لذا در پی آن فشارها برای گرفتن امتیازات بیشتر علی رغم ادعاهای این طیف بیشتر می شود. در نهایت این طیف سازش نموده و مجبور می شود برای رفع تحریمها امتیازات بی سابقه ای را دو دستی به طرف غربی هدیه دهد تا تحریم ها برداشته شوند.

 

تحریمها امتحان الهی است و ما در یک دو راهی تاریخی قرار گرفته ایم و همه چیز به تصمیم اکثریت مردم بستگی دارد، به امید پیروزی حق و ظهور آقا امام زمان (عج)

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در شنبه هجدهم خرداد 1392 و ساعت 1:57 |


متنی را که در پیش رو دارید داری پیامی بسیار مستقیم می باشد و هیچ گونه تمثیل، کنایه یا ایهامی در آن نمی باشد.

 چند روز پیش رهبر مان در مراسم جشن تولد حضرت زهرا (س) فرمودند

 " من بارها این را به مردم عرض کرده‌ام، پیر شدن کشور، کم شدن نسل جوان در چندین سال بعد، از همان چیزهائى است که اثرش بعداً ظاهر خواهد شد؛ وقتى هم اثرش ظاهر شد، آن روز دیگر قابل علاج نیست؛ اما امروز چرا، امروز قابل علاج است.  فرزندآورى یکى از مهمترین مجاهدتهاى زنان و وظائف زنان است" (بیانات در روز میلاد حضرت زهرا 11/2/92"

 

این سخنان عملا اتمام حجتی است برای آن دست از حزب اللهی هایی که رهبری را مقدا و ولی تام خود می پندارند. در چنین شرایطی بر تمامی زنان و مردان ما واجب است حتی اگر با ریاضت اقتصادی هم که شده، انشاالله عمل مبارک تولید نسل را از سر بگیرند و برای جلوگیری از مرگ خاموش تنها کشور 90 درصد شیعه در آینده ای نه چندان دور تمامی تلاش خود را به عمل آورند.

 

در این راستا نمی بایست از شماتت و سرزنش قشر غرب زده یا جاهل ماهواره بین ترسید و برعکس به آنها متذکر شد که شما بهتر است اصلا بچه دار نشوید زیرا نسلی که قرار باشد شماها پدران و مادران آنها باشید بدون شک بدتر از شما خواهند بود (مگر اینکه خدا چیز دیگری بخواهد). لذا با شرایط گفته شده، انشاالله اگر در کنار خاموشی قشر سکولار، جماعت حزب اللهی ها جهاد تولید نسل را با شدت و حدت بالاتری پیگیری نمایند انشاالله در آینده ای نه چندان دور قادر خواهیم بود ترکیب جمعیتی سکولارهای جامعه را به میزان قابل توجه ای کم نماییم و این شاید نمودی از مکر خداوند باشد که تفکر مدرن و خود برتر بین و سکولار با دست خودش باعث نابودی خودش می شود. انشاالله

 اللهم عجل لولیک الفرج




برچسب‌ها: زادو ولد, حزب اللهی, سکولار, تولید نسل, زنان
+ نوشته شده توسط محمد محمدی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 12:2 |


Powered By
BLOGFA.COM