خبر مرگش

 

بالاخره ملعون سعودی و عامل کشتار بسیاری از مسلمان به درک واصل شد.

این فقدان را به جناب آقای هاشمی رفسنجانی، جناب آقای دکتر شیخ حسن روحانی و جناب آقای دکتر ظریف تسلیت عرض می نمایم. بی شک فقدان آن ملعون باعث کدورت خاطر این عزیران است.

 

از طرف دیگر سقط شدن این ملعون را به ملت شریف ایران و تمامی آزادگان جهان که امروز را جشن گرفته اند تبریک می گویم. بی شک مرگ این ملعون نقطه ای روشن برای آغاز تحولات بزرگی در عالم خواهد بود.

 

اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: خبر مرگش مرگ ملعون ملک عبدالله هاشمی ظریف روحانی
+ نوشته شده توسط یا مهدی در جمعه سوم بهمن 1393 و ساعت 19:28 |
 

امام و سیاست تهاجمی

امام وقتی حکم سلمان رشدی را صادر کردند فرمودند عده‌ای به من می‌گویند واکنش شما تند بود و بهتر است توهین به رسول الله را نادیده بگیرم تا اقتصاد ما بهتر شود و امام اینگونه پاسخ داده بودند که اقتصاد شما هم بهتر نخواهد شد چرا که اگر الان کوتاه می‌آیند به دلیل این است که از شما می‌ترسند.اما اگر کوتاه بیایید از شما نخواهند ترسید و بر شما ترحم نخواهند کرد و جوری شما را زمین می‌زنند که عبرت دیگران شود

+ نوشته شده توسط یا مهدی در شنبه بیست و هفتم دی 1393 و ساعت 12:4 |

شهید همت 

زمان بازرگان به ما برچسب چریك زدند، زمان بنی‌صدر هم برچسب منافق، الان هم برچسب خشك مقدس و تحجر، هر قدمی كه در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم برچسب‌بارانمان كردند، حالا روزی ده برچسب دشت می‌كنیم اما…!

حاشا كه بچه بسیجی میدان را خالی كند


برچسب‌ها: شهید همت
+ نوشته شده توسط یا مهدی در سه شنبه بیست و سوم دی 1393 و ساعت 11:25 |

چرا نفت با آمدن احمدی‌نژاد گران شد و با رفتنش ارزان؟!

چنانکه در دهه هشتاد و اوج گیری درگیریهای ایران و غرب بر سر مسائلی چون سوریه و عراق، ایران تهدید به بستن تنگه هرمز نمود و چنین مسائلی در کنار اوج گیری اختلافات هسته ای و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل قیمت نفت را به ارقامی چون ۱۳۰ دلار در سال ۸۷ رساند.

گروه اقتصادی صراط - این روزها سوالی بر ذهن تحلیل گران اقتصادی و سیاسی نقش بسته است که چرا نفت با آمدن احمدی نژاد گران شد و با رفتن او دوباره به ارزانی گرایید. این سوال در ذهن عامه مردم به شکل علت بدشانسی نفتی خاتمی و روحانی درآمده است.

به گزارش گروه اقتصادی صراط، قیمت نفت همواره در دوران دولت اصلاحات بین ارقام ۱۸ تا ۲۷ دلار نوسان می کرد و در بهترین حالات و آخرین روزها رکورد های ۳۷ دلاری را ثبت می نمود که قدرت قانونا تحویل دولت عدالت شد. در این دوران قیمت نفت رشد صعودی خود را با شیب زیادی ادامه داد و تا ۱۲۰ دلار پیش رفت، اما مجددا با رفتن دولت عدالت و تحویل رسمی قدرت به دولت تدبیر و امید، این قیمت سیر نزولی به خود گرفت و از ارزش نفت کاسته شد.

روحانی نفت را در بودجه ۹۴ با پیش بینی ۷۰ دلاری بسته است در حالی که همین حالا نفت ۵۰ و چند دلار است و خبری هم از پایان این روند نزولی نیست!

حال باید پرسید آیا واقعا اصلاح طلبان بدشانس های نفتی عالم سیاست ایرانند؟ آیا این مساله می تواند اتفاقی باشد که همواره با روی کار آمدن دولتهای اصلاح طلب قیمت نفت پایین می آید؟مسلما باید در کنار عوامل تعیین کننده بین المللی به دنبال بخشی از ریشه های این مساله در عملکرد این دولتها بود.

بر اساس نظر تحلیلگران چند نکته اساسی در کاهش قیمت نفت طی ماههای پایانی سال ۲۰۱۴ تاثیرگذار است.

نخست : لج بازی مصرانه عربستان در نگاه داشتن سقف تولید ده میلیون بشکه در روز و اصرار بر دادن تخفیف به بهانه حفظ مشتریان و از دست ندادن بازار! که تحلیلگران از آن به توطئه آمریکایی-عربی برای کاهش قیمت نفت نیز یاد می کنند.

دوم: تغییر عمده و باور نکردنی در منابع نفتی آمریکا، براساس آمارها تمام میادین نفتی این کشور سالهای آخر نیمه دوم عمر خود را طی می کردند. بر اساس علم شیمی نفت میزان برداشت نفت از میادینی که در نیمه دوم عمر خود هستند هر روز کاهش می یابد تا به صفر برسد اما صفر شدن برداشت به معنی پایان نفت میدان نیست بلکه همیشه مقدار قابل توجهی از نفت و گاز در خلل و فرج بستر میدان نفتی باقی می ماند که باید از آن صرف‌نظر کرد.

آمریکایی ها چند سالی است روی پروژه اختراع تکنولوژی استفاده از باقی مانده نفت و گاز در خلل و فرج سنگ بستر میادین نفتی کار می کنند و امسال بالاخره اعلام کردند که این پروژه جواب داده و میادین نفتی تعطیل شده خود را می توانند دوباره به مسیر تولید بازگردانند. تولید نفت آمریکا در اواخر سال ۲۰۱۴ دقیقا دوبرابر شد و از حدود ۴٫۵ میلیون بشکه در روز به ۹ میلیون رسید و برای اولین بار پس از ۴۰ سال دولت آمریکا اجازه صادرات نفت را صادر کرد!

سوم: تنش زدایی از منطقه خاورمیانه و روابط ایران و غرب، اصولا تحلیلگران همه بر این باورند که آرامش در خاورمیانه و علی الخصوص میزان تنش در روابط ایران و غرب تاثیر بسیار جدی بر قیمت نفت دارد زیرا ایران در ۳۵ سال گذشته همواره عامل اصلی در تامین امنیت بزرگترین شاهراه نفتی جهان یعنی تنگه هرمز بوده است.

چنانکه در دهه هشتاد و اوج گیری درگیریهای ایران و غرب بر سر مسائلی چون سوریه و عراق، ایران تهدید به بستن تنگه هرمز نمود و چنین مسائلی در کنار اوج گیری اختلافات هسته ای و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل قیمت نفت را به ارقامی چون ۱۳۰ دلار در سال ۸۷ رساند.

اما امروز ایران مصرانه در مسیر اعتمادسازی(!؟) گام بر میدارد، آمریکایی که روزی در اثر فشار های ایران و جریانات ایران گرا مجبور به ترک کامل عراق شد و در سوریه پی در پی ناکامی به بار می آورد و در تمام این شرایط درخواست هایش برای گفتگو با ایران در مورد عراق و سوریه رد می شد؛ امروز یک پای جدی نشست های ۱+۵ است و ایران برای جلب رضایتش اقدامات عملی می کند!

این دقیقا اتفاقی است که در دستگاه دیپلماسی دولت اصلاحات نیز افتاد، کشوری که به با دست خود و برای جلب رضایت غربی ها دست آوردهای تکنولوژی هسته‌ای خود را تعلیق کرده و به بازرسان آژانس اجازه بازرسی از هر نقطه خاکش را می دهد، چه خطر و نگرانی می تواند برای تداوم سیطره امپریالیسم بر منابع نفتی منطقه محسوب گردد؟!

پس طبیعی است که در چنین شرایطی همه فشارهای روانی از بازار مصرف‌کنندگان نفت برداشته شده و اطمینان آنها از آینده قیمت نفت را به پایین‌ترین ارقام ممکن کاهش می‌دهد.


برچسب‌ها: نفت احمدی‌نژاد گران شد رفتنش ارزان
+ نوشته شده توسط یا مهدی در پنجشنبه هجدهم دی 1393 و ساعت 20:51 |
تازه به دوران رسیده ها

 

در جواب به دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب شده توسط 50+0.7 درصد از شرکت کنند گان در انتخابات سال 92 که جدیدا منتقدین خود را تازه به دوران رسیده معرفی نمود.

 

ای نامحرمان محرّم

ما نه تنها تازه به دوران رسیده نیستیم بلکه ما هنوز به دوران خود نرسیده ایم

ما اگر به دوران خود رسیده بودیم که از شما خبری نبود

رنگ دوران ما به رنگ نور است نه بنفش

کلید دوران ما از جنس عاشورا است نه ذلّت

حرف دوران ما از جنس اخلاص هست نه دروغ

معاهدهٔ دوران ما با ۵+۱ نیست با ۷+۷ هست

لبخندهای دوران ما از رضایت اوست نه کلک به دوست

قولهای دوران ما صد روزه نیست، ابدی است

در دوران ما شیطان پلمپ میشود نه نطنز

 تازه اگر ما تازه به دوران رسیده هم باشیم ولی دوران شما بدون شک دوران ننگ و ذلت است

 

با تشکر از دوستی ناشناس در فضای سایبر


برچسب‌ها: تازه به دوران رسیده ها
+ نوشته شده توسط یا مهدی در جمعه بیست و یکم آذر 1393 و ساعت 6:51 |

مذاکرات بی حاصل، تهدیدات فرصت ها

اصلا انرژی هسته ای میخواهیم چیکار؟! هر توافقی بهتر از عدم توافق است!!؟؟ زود به توافق برسیم تا من بتونم با 8 میلیون پول یک پراید صفر بخرم و مسافر کشی کنم! ان شاالله که از دشمنی ها کاسته شود و فضای دوستی و توافق برد-برد ژنو را به سرانجام برساند!! از این اوضاع فاجعه بار اقتصادی خسته شدیم، توافق بد بهتر از توافق نکردن است!! توافق به نفع همه است جز اسرائیل والسلام!! به خدا اینهمه پافشاری روی موضوع هسته ای عاقلانه نیست مشکل اساسی ما آب هستش و نه انرژی! یکی اینو به کسایی که فقط برای لجبازی به غرب دارن فرصت زندگی را از نسلهای اینده میگیرن بفهمونه!!!!

هسته ای، تحریم ها و توافق نامه کلماتی هستند که این روزها از هر گوشه ای به نحوی خبر ساز می باشد و اینها تنها گوشه ای از نظرات افراد ساده دلی می باشد که در سایت های مختلف هر روز گفته و نوشته می شود. این افراد که تعداد آنها هم کم نیست فکر میکنند مشکلات اقتصادی موجود صرفا ریشه در تحریم ها دارد و ریشه تحریم ها هم به اختلافات هسته ای کشورمان با غرب برمی گردد. متاسفانه این نگاه و طرز تفکر در یک سال اخیر توسط دولت مردان تدبیر و امید تشدید شده است و اینها در حالی است که دولت جدید در ایام تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری علت مشکلات اقتصادی کشور را در عدم مدیریت مناسب دولت قبل می دانست ولی اکنون که در قدرت نشسته اند، خواسته یا ناخواسته، رفع تمامی مشکلات کشور را به رفع تحریم ها و نیل به یک توافق مثلا برد- برد گره زده است. با این شرایط مطرح نمودن دو سوال اساسی زیر امری معقول به نظر می رسد.

 سوال اول: آیا مثلا اگر همین فردا ما کل صنعت هسته ای را بار کشتی نماییم و بیخیال آن شویم، تحریم ها برداشته می شوند؟

سوال دوم: آیا اگر کل تحریم ها برداشته شوند، ما دیگر تمام مشکلات اقتصادیمان حل می شود؟

اینها سوالات مهمی هستند که هر انسان عاقلی می بایست برای انها جواب داشته باشد. یادآوری این نکته خالی از لطف نمی باشد که هم زمان با شروع تنش هسته ای بین ایران و غرب در سال 81، دو پروند مشابه دیگر یعنی پرونده کره شمالی و لیبی در موضوع هسته ای مورد توجه غرب به ویژه آمریکا قرار گرفت. در این دو مورد همانند آنچه غرب در رابطه با ایران اعمال نمود، یک سری تحریم ها را علیه این دو کشور وضع نمودند. دولت لیبی همان اوایل کار کوتاه آمد و مثلا برای تنش زدایی و ایجاد اعتماد، تمامی تاسیسات هسته ای را بار کشتی نمود و از کشور خارج کرد ولی باز غرب با ایجاد یک بهانه جدید تحت عناوین نبود دموکراسی و حمایت از تروریسم عملا تحریم ها را سرجای خودشان باقی گذاشت.

در رابطه با دولت کره شمالی نیز بعد از چند دوره مذاکرات طولانی و تخریب گوشه ای از تاسیسات هسته ای خود، سرانجام به این نتیجه رسید که مذاکره نتیجه ای در پی ندارد و لذا دوباره به همان روال سابق خود برگشت. قابل توجه می باشد که تحریم های اعمالی علیه دولت ما سخت ترین تحریم ها در طول تاریخ می باشد زیرا دولت منحوس امریکا بانک مرکزی، که در واقع شاهرگ اقتصادی یک کشور می باشد، را تحریم نموده است. این تحریم ها حتی علیه کره شمالی اعمال نشده است دلیل این امر هم در این بود که دولت کره شمالی تهدید نمود در صورت تحریم بانک مرکزی خود این عمل را به معنای اعلام جنگ محسوب می کند، لذا آمریکا از ترس چنین جنگ ناخواسته ای تاکنون دست به چنین اقدامی نزده است.

 حقیقت این است که موضوع هسته ای صرفا بهانه ای برای اعمال تحریم های ظالمانه می باشد و تحریم های ظالمانه هم دقیقا آن چیزی ست که جناب اوباما اخیر گفته اند عاملی بوده که ایران را مجبور کرده به پای میز مذاکره بیاید. اینکه چرا رئیس جمهور آمریکا اینگونه استدلال میکند متاسفانه تا حدود زیادی به پیام هایی که توسط دولتمردان ما به طرف غربی ارسال میشود بستگی دارد. اینکه رئیس جمهور مملکت بگوید خزانه خالی است یا اینکه قبل از انجام مذاکرات بدون هیچ دلیلی و صرفا جهت خودشیرنی قسمتی از تاسیسات هسته ای را تعلیق بنمایند و یا اینکه وزیر امور خارجه بگوید آمریکا میتواند با یک بمب کل سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد همگی گوشه ای از تمامی پیام هایی است که طرف غربی را به این نتیجه می رساند که این تحریم ها بوده که اینگونه ایران و مردمش را در منگنه و فشار قرار داده است.

در حقیقت طرف غربی اینگونه استدلال میکند که ما تحریم نمودیم و اینها کم آوردند و مجبور شدند بیایند پای میز مذاکره امتیاز بدهند لذا کاملا منطقی است که اگر ما تحریم ها را بیشتر بنماییم اینها بیشتر کوتاه می آیند و لذا برخلاف آنچه که تیم دولت با نگاه خوشبینانه اش به غرب عمل میکند، باید منتظر فشارها و تحریم های بیشتر باشیم کما اینکه اخیرا بعد از توافق نامه ژنو تحریم های جدید مجددا اعمال شدند و برخلاف لحن مهربانانه دولتمردان ایران لحن تحقیر امیز غربی ها روز به روز بیشتر شد تا جایی که گفته شد ژن ایرانی ها ژن فریب و دروغ گویی می باشد! و متاسفانه این روند همچنان ادامه دارد و برخلاف مشی اعتمادسازی یک طرفه ما در پلمپ بسیاری از تاسیسات هسته ای و اجرای تمامی تعهدات پذیرفته شده در توافق نامه ژنو، طرف غربی بارها و بارها تحریم ها و تحقیر ها را بیشتر نموده است و بارها برخلاف متن توافق نامه ژنو عمل نمود و آن را نقض کرد.

 

این روال تا زمانی که غرب از بابت ضعف ما امیدوار باشد ادامه خواهد داشت. شاهد دیگر این است که غرب بعد از مشاهده نیاز شدید مسئولین ما در رفع تحریم ها عملا شرایط را پیچیده تر نمود و پا را از مسائل هسته ای فراتر گذاشت و خواستار برچیده شدن صنعت موشکی ما شده است. حتی اگر بیخیال صنعت موشکی هم شویم خود گفته که باید پرونده حقوق بشر مورد بررسی قرار گیرد و این روال تا انجایی ادامه می یابد که ما بشویم نوکر امریکا و دست از انقلاب خود برداریم. به سادگی میتوان درک نمود که این باز هم آخر کار نیست و لذا غرب برای اینکه مطمئن شود انقلابی ضد استکباری در این سرزمین دیگر شکل نخواهد گرفت، بدون شک آن را تجزیه میکند تا ما هیچ وقت دیگر توان و قدرت تمرکز بر روی یک انقلاب جدید را نداشته باشیم. شاهد این مدعا هم وجود یک نقشه تجزیه شده از ایران در طرح کلی خاورمیانه بزرگ می باشد که چند سالی است توسط سازمانهای جاسوسی غربی در سایتها منتشر شده است.

اما در پاسخ به سوال دوم باید گفت که حتی اگر فی المثل آمریکا آدم شود و همه تحریم ها را هم بردارد به دلیل ذات اقتصاد مریض نفتی بانکی ربا محور ما توفیق چندانی حاصل نمی شود زیرا اوج این اقتصاد مدرن که دولت ما آرزوی رسیدن به آن را دارد خود اقتصاد آمریکا می باشد و همه میدانند که آمریکا هیچ گاه خود تحریم نبوده است ولی همین آمریکا با این وضعیت، حدود 17 تریلون دلار بدهی خارجی دارد. بدون شک اگر نبود قدرت جهانی دلار آمریکا، آمریکا با این بدهی خارجی وحشتناک تا الان ده ها بار فروپاشیده بود. لذا حتی در صورت برداشته شدن تحریم ها با این اقتصاد مریض بانک محور که نعل به نعل از سیستم های غربی به ارث رسیده است وحتی از آن بدتر شده است، سرانجامی بهتر از کشورهای یونان، ایتالیا و حتی خود امریکا نخواهیم داشت که مردمشان هر روز در اثر فشارهای اقتصادی و نظام سرمایه داری لیبرالیستی در کف خابانها حضور دارند. لذا همه مشکلات ما تحریم ها نیستند و حقیقتا اگر مردم و مسولین ما همه توجیه باشند این تحریم ها دقیقا میتوانند یک فرصت استثنایی برای بنای یک ساختار اقتصادی جدید مردم پایه تعاونی مبنای مقاومتی باشد و همانگونه که در بعد نظامی امروز در اوج اقتدار می باشیم می توانیم به طور معادل یک سیستم و ساختار اقتصادی جدید بنا سازیم که فارغ از وجود و عدم وجود تحریم ها همانند صنایع موشکی بسیار شاداب و شکوفا عمل نمایند.


برچسب‌ها: مذاکرات بی حاصل, تهدیدات, فرصت ها
+ نوشته شده توسط یا مهدی در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 و ساعت 9:38 |

سوراخ قفل کشور، تنگ است به جهنم
جنس کلید آنها، سنگ است به جهنم

وضع تورم این است، وضع رکود آن است
وضع معیشت ما، تنگ است به جهنم

شیر و پنیر کم شد، ماشین گران تر از قبل
یارانه هم دوپایش، لنگ است به جهنم

جای قناری آنها، گنجشک می فروشند
اجناس دشمن ما، رنگ است به جهنم

ترسیدم آنچنان که، «سر» را جدا نوشتم
وقتی حقوقدان «سر ، هنگ» است به جهنم

درد وزیر ارشاد، شد فیس بوک و وی چت
فرهنگ نیز انگار، هنگ است به جهنم

هر گوشه ای رئیسی، ریشه کن و درو شد
در صحن هر اداره، جنگ است به جهنم

در جاده های پرپیچ، در کوچه های پر خم
راننده پشت فرمان، منگ است به جهنم

هم بزدل سیاسی، هم کم سواد و عامی
برچسب پشت برچسب، اَنگ است به جهنم

جنس کلید آنها، سنگ است به جهنم
سوراخ قفل کشور، تنگ است به جهنم...

 

نوشته شده توسط محمد ایرانی 

+ نوشته شده توسط یا مهدی در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 و ساعت 22:16 |
450 هزار شغل و تناقض دولت راستگویان

 

یادتان باشد به قول آقای رییس جمهور ؛ احمدی نژاد سالانه فقط چهارده هزار شغل ایجاد کرده است که این می شود سرجمع 112 هزار شغل. حالا چطور ممکن است فقط 450 هزار نفر در وایر دولتی شاغل شده باشند که تازه همه از وابستگان احمدی نژاد باشند!! بالاخره کدام حرف آقایان اعتدال گرا را باید باور کنیم؟


برچسب‌ها: 450 هزار شغل و تناقض دولت راستگویان
+ نوشته شده توسط یا مهدی در دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 و ساعت 1:4 |

تحلیل دکتر سعید زیباکلام درباره مذاکرات وین

سعید زیباکلام عضو هیئت علمی دانشگاه تهران طی یادداشتی به بررسی ششمین دور مذاکرات وین پرداخته است. saeid-zibakalam به گزارش میدان ۷۲، دکتر سعید زیباکلام عضو هیئت علمی دانشگاه تهران طی یادداشتی به بررسی ششمین دوره مذاکرات وین پرداخته است که مشروح آن را در زیر می‌خوانید: حسبنا الله و نعم الوکیل فضای حاکم بر مذاکرات را می‌توان از منظرهای مختلف نگریست. چنانچه از منظر منافع ملی و مصالح انقلاب بنگریم، در این صورت دو فضا یا عرصه مهم‌تر به‌نظر می‌آیند. فضایی که هیئت مذاکره‌کنندۀ ایرانی خود را در آن می‌بیند و در آن تنفس و تلاش می‌کند. و فضایی که هیئت مذاکره‌کنندۀ آمریکایی و متحدان اروپایی‌شان آن را موافق منافع ملی‌شان و تداوم و بسط سیطره‌شان ساخته‌اند و می‌خواهند کماکان آن را مستحکم‌تر کنند. فضایی که هیئت ایرانی خود را در آن می‌بیند و می‌یابد فضایی است که دولت عمدتاً با اظهارات خود ظرف یکسال گذشته آن را تنیده و ساخته است. ارکان اساسی این فضا عبارتند از: ۱٫ تحریم‌ها کمر اقتصاد و چرخۀ صنعت و معیشت را خم و بلکه شکسته است. ۲٫ این خمیدگی و رکود اقتصادی و معیشتی، نه با اقتصاد مقاومتی رفع و دفع می‌شود و نه با سالم‌سازی محیط کار و کارآفرینی و تولید و تجارت از دست چپاولگران نورچشمی و غارتگران وابسته یا پیوسته به دربار جدید ایران. ۳٫ تنها راه‌ حل خروج از نظام فشل اقتصادی و مالی، رفع نظام تحریم‌هاست. ۴٫ در نتیجه، کلید رفع نظام تحریم‌ها نه در صرف مذاکرات، که در مذاکراتی نهفته است که در مجموع آمریکا، به عنوان عمود خیمه تحریم‌ها، ایران را دیگر نه یک قدرت مستقل تأثیرگذار در بسیاری از عرصه‌های سیاسی بین‌المللی، که کشوری در مجموع سربه‌راه‌شده ببیند، کشوری که حاضر است زین‌پس در چهارچوب نظام و معادلات استکباری آمریکا ایفای نقش کند. ۵٫ با توافقنامۀ ژنو، سعی کردیم برای رفع نگرانی‌های آمریکا و اروپا، و جلب رضایت آمریکاییان از ایران، حداکثر آنچه مدّ نظر آن‌ها بود را انجام دهیم: از نابودکردن اورانیوم ۲۰٪ غنی‌شده تا اضمحلال دستگاه‌های ۲۰٪ غنی‌سازی تا توقف تولید سانتریفیوژها و چرخنده‌های نسل جدید تا تعطیل بیش از ده هزار سانتریفیوژ تا توقف بکارگیری سانتریفیوژهای نسل پیشرفته بعدی تا منجمدکردن کامل رآکتور آب سنگین اراک تا بازرسی‌های روزانه و سرزده تا فراهم‌کردن آدرس و مقیاس تمام معادن و کارخانه‌ها و کارگاه‌های مربوط به هر نوع مواد و قطعه، همه را در کمال صداقت و با حسن نیت تمام انجام دادیم. ۶٫ خطوط قرمزی است که از جانب رهبر انقلاب اعلام شده است. ۷٫ جریان انتقادی عمدتاً دانشگاهی‌ – مردمی است که در هفت ماهۀ گذشته انتقادات دقیق و ویرانگری را در عرصۀ دانشگاه و برخی مساجد و مدارس حوزوی مطرح کرده است. این هفت مؤلفه‌ای است که مجموعاً فضای هیئت ایرانی را می‌سازد. و اما فضایی که آمریکاییان در آن بسر می‌برند، می‌اندیشند و مذاکره می‌کنند. این فضا هم اجزایی دارد. مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: اول، تحریم‌هایی که طراحی کرده بودیم و توانستیم همراهی کشورهای اروپایی و برخی کشورهای عمدۀ اقتصادی همچون چین را فراهم کنیم بالاخره تأثیرات مطلوب خود را بر اقتصاد ایران گذاشته است و همین است آنچه باعث شده ایرانیان این‌چنین مصرّانه پای میز مذاکره بیایند و زانو بزنند. دوم، به یمن و برکت تحریم‌ها و نیز زمینه‌سازی‌ها و فضاسازی‌های سرشار از افترا و بدبینی و انحراف‌بینی دربار جدید ایران، دولتی سر کار آمده که به‌نظر می‌رسد مصمّم است تغییراتی تاریخی صورت بخشد، تغییراتی از جنس تغییرات گورباچفی‌ – یلتسینی در اواخر حکومت شوروی سوسیالیستی. سوم، دولتی سر کار آمده که سرلوحۀ شعارها و وعده‌هایش به ملت ایران، از پیش از انتخابات تا به امروز، رفع تحریم‌ها به عنوان عمده‌ترین غل و زنجیر افتصاد و معیشت مردم ایران بوده است. چهارم، دولتی که دقیقاً به خاطر همین شعار رفع تحریم‌ها و این دعوی که ما، برخلاف دولت پیشین، با اعتدال و عقلانیت نظام تحریم‌ها را فرو خواهیم ریخت و ویرانه را گلستان خواهیم کرد و با کشورهای غربی و به‌ویژه آمریکای موفقِ پیشگامِ پیشرفته تنش‌زدایی خواهیم کرد، خود را در مخمصۀ فوق‌العاده‌ای انداخته است. اینک با توجه به این فضاهایی که هر یک از دو طرف اصلی مذاکره خود را در آن می‌بینند دربارۀ فرجام مذاکرات جاری بر سر توافق جامع نهایی چه می‌توان گفت؟ چنانچه خطوط قرمز ایران، منجمله دست‌ کم ۱۹۰۰۰۰ سو، ادامۀ بی‌کم‌وکاست برنامۀ تحقیق و توسعۀ هسته‌ای، و عدم تغییر ماهیت رآکتور آب سنگین اراک به دقت لحاظ شود و از طرف دیگر خواسته‌های آمریکاییان و فضایی که در آن به سر می‌برند به درستی دیده شود امکان نیل به توافق محال است. همان‌طور که آمریکایی‌ها بارها گفته‌اند یک پیچ و مهرۀ تأسیسات هسته‌ای ایران هم زیاد است. سهل است، آن‌ها در این مرحله، به چیزی بیشتر از تأسیساتی نمایشی، آن هم برای ارضای غرور ایرانیان، رضایت نخواهند داد. اما از این طرف، آمریکاییان رفتار شگفت‌انگیز دیپلمات‌های تاریخ‌ساز دولت اعتدال را هم در ژنو تجربه کرده‌اند و دیده‌اند چگونه بی‌سروصدا قسمت اعظم دستاوردهای هسته‌ای ایران در دولت‌های نهم و دهم را ویران کردند و آن را هم به نام دستاورد مشعشع در شیپور نواختند و اکثر رجال سیاسی و رسانه‌ای هم یا پایکوبی و شادمانی کردند و یا مهر سکوت بر لب کوبیدند. نیز، آمریکاییان هم در جلسات مذاکرات پشت درهای بستۀ ششماهۀ اخیر دیده و شنیده و فهمیده‌اند و هم در فضای رسانه‌ای ملی ایران و بین‌المللی می‌بینند و می‌شنوند که عقلانیت دولت ایران، موفقیت دولت ایران، و حتی نیز سرنوشت آتی دولت ایران تماماً معطوف و گره‌خورده به انعقاد توافقنامه نهایی است. آمریکاییان این قبیل اظهارات رئیس‌جمهور ایران را مو به مو رصد می‌کنند که توافقنامۀ ژنو را دستاورد بزرگ نامید و سحرگهان رهبر و ملت و مملکت را جارِ جشن و شادمانی زد که چه خفته‌اید که «تمام حقوق ایران از جمله حق غنی‌سازی در آن به رسمیت شناخته شده است» (۲۰/۹/۹۲)، که «توافق ژنو … یعنی تسلیم‌شدن قدرت‌های بزرگ در برابر ملت بزرگ ایران» (۲۴/۱۰/۹۲)، که «توافق ژنو … یعنی شکستن سد تحریم …» (۲۴/۱۰/۹۲)، که «امروز تحریم‌ها علیه ایران شکسته شده است» (۷/۱۱/۹۲). آمریکاییان و متحدان اروپایی‌شان با تمام وجود اضطراب و دلواپسی عمیق و آشکار هیئت ایرانی را در عدم نیل به توافق نهایی حس می‌کنند. آمریکاییان و متحدان‌شان به درستی می‌بینند که نفس انعقاد توافقنامۀ نهایی برای هیئت ایرانی و دولت ایران موضوعیت حیاتی دارد. در نگاه امریکاییان، برای آن‌ها چندان مهم نیست که چنین توافقنامه‌ای چقدر منافع ملی و مصالح و آرمان‌های انقلاب را تأمین می‌کند. کاستی‌ها و لودادن‌ها را در نهایت می‌توان به مدد ارکستر‌سمفونی رسانه‌های غربزدۀ رو به قبلۀ آمریکا، رسانۀ ملی، و سکوت و همراهی مجلس شورا و به‌ویژه هیئت رئیسۀ آن با بوق و کرنا جبران یا توجیه کرد و ملت ایران را خام و خواب، و گرنه خفه کرد. اگر بخواهیم اوضاع را در این روزهای پایانی شش‌ماهۀ اول گزیده‌تر ببینیم، به‌نظر می‌رسد: ۱٫ اگرچه هیئت ایرانی ترجیح می‌دهد خطوط قرمز تعیین‌شدۀ را بی‌کم‌وکاست رعایت کند و در نتیجه، از اعتراضات و انتقادات جریان بیدار و هشیار جبهۀ انقلاب مصون بماند، لیکن آنچه مصمّم بر آن است اینکه نباید توافقنامۀ جامع نهایی با هر کیفیتی منتفی شود. ۲٫ آمریکاییان اما، فضای خودساختۀ دولت ایران و هیئت ایرانی را به خوبی درک می‌کنند. و در نتیجه، تلاش می‌کنند بر مبنا و راستای توافقنامۀ رسوای ژنو، برنامۀ هسته‌ای ایران را هر چه بیشتر نحیف و عقیم ساخته، زمینۀ تحدید عرصه‌های دیگر — از جمله توانمندی موشکی ایران — را فراهم کنند. آمریکاییان این را هم به خوبی فهم می‌کنند که این دولت و این دیپلماسی فرصتی طلایی است برای رسیدن به هر چه بیشترِ آرزوهای روی‌هم‌رفته ناکام‌شدۀ سی‌و‌پنج‌ سالۀ خود در جهت انقیاد و مهار هر چه بیشتر ایران در همۀ عرصه‌ها. در نتیجه، نمی‌گذارند این فرصت بی‌نظیر، بدون توفیقات هر چه بیشتر تلف شود. بنابراین، آن‌ها هم قطعاً مصرّ بر انعقاد توافقنامۀ نهایی هستند لیکن با خطوط قرمز ایران مواجهند. خطوط قرمزی که اگر در اختیار هیئت ایرانی و یا دولت ایران می‌بود در همان هفته‌های اول مذاکرات تبدیل به فرش قرمز برای افرنگیان می‌شد. ۳٫ آیا از آمریکاییان بعید است که کمی مواضع خود را علناً تعدیل کنند و در عوض دولت ایران عملاً چند برابر آن را جبران کند؟ الف) آیا راه‌اندازی‌نکردن بیش از ده ‌هزار سانتریفیوژ از سوی سازمان انرژی اتمی را پیش از نهایی‌شدن توافقنامۀ ژنو فراموش کرده‌ایم؟ ب) آیا برای امر فوق و مواردی دیگر، سازمان انرژی اتمی برخی از مدیران متعهد و همکار امثال شهید مصطفی احمدی روشن را برکنار و یا جابجایی سازمانی نکرد؟ ج) آیا عقلانیت سیاسی روانی‌ـ‌‌رسانه‌ای برخی مسئولان را فراموش کرده‌ایم که پس از انعقاد توافقنامۀ ‌ژنو تصریح و تأکید کردند که ما اورانیوم ۲۰٪ غنی‌شده اساساً نیاز نداریم؟ د) آیا ترفند تهعدات شفاهی بسیار مهم اعلام‌نشدۀ ژنو (همان مطالب توافق‌شدۀ غیرمکتوب) را فراموش کرده‌ایم؟ ه) آیا ماجرای توافقات مهم بر سر مبلغ قابل بازگشت از دارایی‌های مسدود‌شدۀ ایران در بانک‌های خارجی و نیز نحوۀ بازگشت آن را فراموش کرده‌ایم؟ و) آیا خود بازگشت اقساطی کمتر از ۵٪ دارایی مسدود‌شده را فراموش کرده‌ایم؟ ۴٫ آیا به‌راستی امکان ندارد بر سر موارد مهمی نظیر برداشتن تحریم‌ها، تعداد سانتریفیوژ‌ها، میزان فعالیت‌های غنی‌سازی، سطح غنی‌سازی، محل غنی‌سازی، محل ذخیره‌سازی اورانیوم غنی‌شده، چگونگی بازگشت حدود یکصد و بیست میلیارد دلار دارایی‌های مسدود‌شدۀ ایران، و موارد عدیدۀ دیگر، توافقاتی شفاهی همچون ماجرای ژنو، این بار بسیار مفصل‌تر، انجام شود؟ ۵٫ آیا امکان ندارد دولت با فعال‌کردن عقلانیت رسانه‌ای خود، آن تعدیل کم‌محتوا و کم‌اثر آمریکاییان را چنان بزرگنمایی کند که زمینه برای یک جشن ملی بزرگ و فراگیر فراهم شود؟ آیا با توجه به هماهنگی هیئت رئیسه مجلس و رسانۀ ملی با دولت، و سیطرۀ برخی جراید دربار زر و زور و تزویر، جا ندارد از هم‌اکنون خود را برای یکی دیگر از آن جشن‌های تاریخی متعدد و سابقه‌دار تاریخ ایران آماده کنیم؟ ۶٫ آیا امکان ندارد هم‌زمان با اوج شور و شادمانی و غلیان احساسات و عواطف مرسوم ما ایرانیان، دولت چند برابر کوتاه‌آمدن آمریکاییان را، مطابق با توافقات شفاهی، بی‌جار و جنجال جبران کند؟ ۷٫ آیا امکان ندارد چنین عمارتی از دل بنیان و شالوده‌ای که خود به دست خود افکنده‌ایم بیرون آید؟ ۸٫ آیا ملت ایران میخواهد در این تاریخ‌سازی دولت، همان استحالۀ تدریجی اما پرشیب انقلاب، شریک و همراه شود؟ ۩۩۩ بارخدایا! تو شاهد باش در این ایام و لیالی قدر، آنچه مصلحت وطنم و انقلاب اسلامی دیدم با قلبم نوشتم، و حرمت امر به معروف و نهی از منکر را به قدر بضاعت ناچیزم نگهداشتم. “قل لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا هو مولانا و علی الله فلیتوکل المؤمنون” (سورۀ مبارکۀ توبه: ۵۱). سعید زیباکلام


برچسب‌ها: تحلیل دکتر سعید زیباکلام درباره مذاکرات وین 6 هسته
+ نوشته شده توسط یا مهدی در چهارشنبه یکم مرداد 1393 و ساعت 0:29 |

خدا وکیلی اینطوری که الان مردم بابت باخت ایران ناراحتند اگر بابت نبود امام زمان ناراحت می بودند، فکر کنم همین امشب چشمانمان به جمالش روشن می شد!  به همین سادگی!!


تعجیل در فرجش همگی صلوات


برچسب‌ها: فوتبال و اوج غریبی صاحب ما امام زمان
+ نوشته شده توسط یا مهدی در یکشنبه یکم تیر 1393 و ساعت 2:42 |


Powered By
BLOGFA.COM