حسین شریعتمداری

این تصور که تحریم‌های اقتصادی آمریکا و متحدانش به خاطر فعالیت هسته‌ای‌ کشورمان است، امروزه به اندازه‌ای رنگ باخته که به یک شوخی بی‌مزه شبیه است.

به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشت: «آیا اهمیت برخورداری کشورمان از دانش و فناوری هسته‌ای در حد‌و اندازه‌ای هست که با هزینه‌های آن نظیر تحریم‌های اقتصادی برابری کند؟ و مگر فعالیت هسته‌ای در پیشرفت و توسعه و زندگی مردم چه نقش برجسته‌ای دارد که بهای سنگین آن قابل پذیرش باشد»؟!
این پرسش اگرچه تاکنون بی‌پاسخ نبوده و نمانده است ولی از آنجا که این روزها و همزمان با مذاکرات ایران و 5+1 بار دیگر و در سطح گسترده‌تری از سوی رسانه‌های بیرونی و برخی از جریانات داخلی مطرح شده و به آن دامن زده می‌شود؛ اشاره‌ای - هر چند گذرا- به نکاتی در این باره ضروری به نظر می‌رسد و ابتدا باید گفت؛ این تصور که تحریم‌های اقتصادی آمریکا و متحدانش به خاطر فعالیت هسته‌ای‌ کشورمان  است، امروزه به اندازه‌ای رنگ باخته که به یک شوخی بی‌مزه شبیه است و در این باره پیش از این، مستندات فراوانی داشته‌ایم که نیازی به تکرار آن نیست و نگاه این نوشته از زاویه دیگری است؛
1- دانش هسته‌ای و فناوری آن یکی از حلقه‌های تعیین‌کننده در زنجیره علوم و تکنولوژی است که با بسیاری از شاخه‌های دیگر علوم رابطه علت و معلولی دارد، تا آنجا که حذف این حلقه از زنجیره علم و محرومیت از دانش هسته‌ای می‌تواند خط توسعه علوم و تکنولوژی را به‌طور جدی مختل کرده و در مواردی متوقف کند. از سوی دیگر و دقیقا به همین علت، دانش هسته‌ای ده‌ها شاخه علمی و تکنولوژیک دیگر را در بستر خود تولید و یا گسترش می‌دهد، نظیر استحصال منیزیوم و زیرکونیم (شیمی صنعتی)، ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته (مکانیک)، پیشرفت مثال‌زدنی در بهره‌گیری از اشعه لیزر (فیزیک نور)، ساخت آلیاژ مقاوم در برابر چرخش چند ده هزار دور در دقیقه سانتریفیوژها (متالوژی) و ده‌ها دستاورد علمی و تکنولوژیک دیگر که دانش و فناوری هسته‌ای کشورمان علی‌رغم تحریم‌ها و فشارهای فراوان بیرونی در پی داشته است و شرح آن به درازا می‌کشد.
بنابراین، کسانی که توقف برنامه هسته‌ای را توصیه می‌کنند- صرفنظر از نیت و انگیزه واقعی آنها- دست کشیدن از پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک را پیشنهاد می‌کنند و برای کشورمان نسخه عقب‌ماندگی می‌پیچند!
2- تولید برق و انرژی اگرچه یکی از بااهمیت‌ترین دستاوردهای دانش و تکنولوژی هسته‌ای است- که به آن خواهیم پرداخت- ولی کاربرد دانش‌هسته‌ای محدود به تولید انرژی نیست و این فناوری، کاربردهای فراوان دیگری نیز دارد که برای پی بردن به آن کافی است به انبوه سایت‌ها و خروجی اعلام شده مراکز علمی که به آسانی در دسترس همگان است، نیم‌نگاهی انداخته شود. کسانی که توقف برنامه هسته‌ای کشورمان را توصیه می‌کنند، اگر کمترین مایه‌ای از غیرت دینی و ملی و دلسوزی برای مردم این مرز و بوم داشته باشند به یقین با مشاهده فهرست طولانی کاربرد دانش هسته‌ای در عرصه‌های مختلف علمی، صنعتی و اقتصادی، از توصیه ارتجاعی خود شرمنده می‌شوند و البته آنان که خود را به خواب زده‌اند، حساب جداگانه‌ای دارند!
در محدوده این نوشته به چند نمونه از کاربردهای دانش هسته‌ای که فقط اندکی از بسیارهاست اشاره می‌شود، نظیر؛ تهیه و تولید کیت‌های رادیو‌دارویی برای مراکز پزشکی هسته‌ای، تهیه و تولید رادیوداروهای ویژه به منظور تشخیص انواع بیماری‌های تیروئید و درمان آنها، تولید داروهای ضروری برای تشخیص بیماری‌های هورمونی و درمان و ترمیم آسیب‌های هورمونی. کاربرد در تشخیص تومورهای سرطانی، رفع‌گرفتگی‌های وریدی، تصویربرداری و تشخیص بیماری‌های قلبی، عفونت‌ها، التهاب‌های مفصلی، آمبولی‌ها و ده‌ها کاربرد شناخته شده دیگر در عرصه پزشکی.
دانش هسته‌ای در عرصه دامپزشکی نیز کاربردهای فراوانی دارد که تغذیه، بهداشت و ایمن‌سازی محصولات دامی، اصلاح نژاد دام‌ها و... از‌جمله آنهاست.
از تکنیک‌های هسته‌ای برای کشف سفره‌ها و منابع آب زیرزمینی، تشخیص محدوده آن، هدایت آبهای سطحی و زیرزمینی، کنترل ایمنی سدها، کشف نشت‌های احتمالی سدها، پی بردن به آسیب‌های رانشی‌زمین، شیرین کردن آب‌های شور و... استفاده می‌شود.
دانش هسته‌ای در صنایع غذایی و کشاورزی نیز کاربردهای ویژه و منحصر به فردی دارد که مقابله با ویروس‌های گیاهی، مبارزه با آلودگی‌های میکروبی، جلوگیری از فساد مواد غذایی، کنترل حمله حشرات به محصولات کشاورزی، تنظیم زمان رسیدن محصولات، افزایش جهشی برخی محصولات نظیر گندم، برنج و پنبه و... فقط چند نمونه از این کاربردهاست.
دانش و تکنولوژی هسته‌ای کاربردهای فراوان دیگری نیز در سایر حوزه‌های علمی و فنی و اقتصادی دارد که حتی ارائه فهرست آن نیز بیرون از محدوده این نوشته است.
3- و اما، یکی از بااهمیت‌ترین و کارسازترین موارد استفاده صلح‌آمیز از دانش و تکنولوژی هسته‌ای، تولید برق با بهره‌گیری از نیروگاه‌های اتمی و تولید سوخت آن به دو روش، غنی‌سازی اورانیوم از طریق دستگاههای سانتریفیوژ و یا «لیزر» است. این بخش از کاربرد دانش هسته‌ای است که امروزه در کشورمان بیشترین توجه را به خود جلب کرده است. آمریکا و متحدانش از بیرون و افراد اندک و کم‌شماری از درون برای وادار کردن ایران اسلامی به انصراف از فعالیت هسته‌ای روی همین بخش از کاربرد دانش اتمی تمرکز کرده و توقف فعالیت هسته‌ای و بهره‌گیری از منابع انرژی جایگزین- عمدتا فسیلی- را توصیه می‌کنند. در این باره گفتنی است که؛
4- نیاز سالانه کشورمان به برق نزدیک به 8 هزار مگاوات است برای تولید این میزان برق 220 میلیون بشکه نفت خام مصرف می‌شود و براساس برآورد مراکز علمی، مصرف 220میلیون بشکه نفت خام بیش از هزار تن گاز مسموم‌کننده و خطرناک «دی‌اکسیدکربن» تولید می‌کند، نزدیک به 170‌تن ذرات معلق در هوا، بیش از 140 تن گوگرد و 55 تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده می‌سازد. این همه در حالی است که نیروگاه اتمی هیچیک از آلودگی‌های مورد اشاره را ندارد و با توجه به قیمت نفت و گاز، استفاده از نیروگاه اتمی برای تولید برق مورد نیاز کشور، سالانه نزدیک به 6 میلیارد دلار صرفه‌جویی در پی خواهد داشت.
5- توصیه می‌کنند که به جای نیروگاه اتمی می‌توانیم از سوخت فسیلی، یعنی نفت و گاز برای تولید برق استفاده کنیم این پیشنهاد در حالی است که؛
الف: ذخایر نفت و گاز کشور به سرعت رو به کاهش است، که مصرف کلان و پرشتاب داخلی از یکسو و صدور نفت و گاز برای تامین نیازهای مالی از سوی دیگر به جان ذخایر فسیلی افتاده‌اند و نقطه پایان این ذخایر ارزشمند و گرانبها را نزدیک و نزدیکتر می‌کنند.
ب: اکنون زمانی را در نظر آورید- حداکثر 3 تا 4 نسل دیگر- که ذخایر فسیلی کشور تمام شده است. آیا تصور فاجعه بزرگی که به یقین نسل‌های آینده با آن روبرو خواهند شد، وحشت‌آفرین و دردآور نیست؟!  در آن حالت مردم  این مرز و بوم اسلامی اولا؛ هیچ ذخیره فسیلی برای فروش و تامین هزینه‌های جاری کشورشان در اختیار ندارند، تأمین هزینه‌های عمرانی و پیشرفت و توسعه که جای خود دارد!
ثانیا: از سوخت لازم برای ادامه فعالیت نیروگاه‌های تولید برق محروم هستند. و برای تأمین سوخت نیروگاه‌ها باید دست نیاز به سوی کشورهای دیگر دراز کنند و بدیهی است که وقتی خزانه کشور از درآمدهای نفتی خالی باشد قدرت خرید سوخت و یا خرید انرژی از سایر کشورها را نیز نخواهند داشت... و این، یعنی فرو رفتن در خاموشی، توقف فعالیت در تمامی  مراکز تولیدی و صنعتی و زمینه‌هایی که به انرژی برق نیاز دارند.
این واقعیات تلخ و ده‌ها نمونه مشابه دیگر فقط با یک حساب‌سرانگشتی و مراجعه‌ای- هر چند گذرا- به داشته‌ها و یافته‌های انکارناپذیر علمی قابل درک است و از نوع تحلیل‌های من‌درآوردی و آبکی برخی از مدعیان سیاست‌ورزی نیست که در پستوهای حزبی و جناحی ساخته و پرداخته شده باشد و...
حالا باید از کسانی که به کم‌دانی! و یا به فریب «عکس مار» می‌کشند و دانسته یا ندانسته، دیکته آمریکایی‌ها  درباره توقف فعالیت هسته‌ای را به‌بهانه تحریم‌ها به فارسی ترجمه می‌کنند، پرسید، کدام یک از واقعیت‌های تلخ و فاجعه‌آفرین مورد اشاره را می‌توانید انکار کنید؟! و با استناد به کدام تحقیق و بررسی و یا گزاره علمی برای نسل‌های بعدی این مرز و‌بوم نسخه فاجعه می‌پیچید؟! البته که مقاومت با سختی همراه است ولی اگر این سختی بهای یک متاع گرانقدر و یا برای پیشگیری از یک فاجعه وحشتناک باشد، بدیهی است که نه فقط ناگوار نیست بلکه با میل و رغبت، خریدنی و پذیرفتنی نیز هست.
6- برخی از مدعیان که از یکسو پی‌آمد فاجعه‌بار پایان ذخایر فسیلی برای چند نسل آینده را قابل انکار نمی‌دانند و از سوی دیگر - به هر علت و با هر انگیزه‌ای - توقف فعالیت هسته‌ای کشورمان را توصیه می‌کنند، از انرژی‌های دیگر نظیر انرژی خورشیدی، انرژی بادی و یا آبی به عنوان جایگزین انرژی فسیلی یاد می‌کنند! که این توصیه‌ها قبل از آن که کارساز باشد، از شدت ناپختگی، خنده‌دار است، چرا که؛ انرژی خورشیدی هنوز قابلیت صنعتی شدن و تولید انبوه را ندارد. تولید انرژی از آب با توجه به این که کشورمان از جمله کشورهای خشک و کم‌آب است، ناممکن بوده و هرگز نمی‌تواند جوابگوی نیاز کشور پهناوری نظیر ایران اسلامی باشد. برخی از کشورهای اروپایی مانند آلمان که مدعیان به آن استناد می‌کنند، از جمله کشورهای پرآب هستند و در بسیاری از شهرهای خود، از رودخانه‌های بزرگی نظیر اروند‌رود برخوردارند و تولید انرژی از باد اولا؛ پرهزینه و ثانیا؛ کم بازده است و ثالثا- مهم‌تر از همه - کشورمان بادخیز نیست.
 و اما، ممکن است گفته شود که بعد از پایان ذخایر فسیلی می‌توانیم به سراغ تولید انرژی هسته‌ای برویم! که باید گفت؛ فرایند تولید انرژی هسته‌ای، دستکم 20 سال زمان می‌برد.
7- و در پایان یادداشت پیش‌روی،  حق آن است که به بخشی از بیانات حکیمانه و گره‌گشای حضرت آقا دراین‌باره اشاره کنیم؛
«ملت ایران نیز مانند کشورهای مختلف درصدد است انرژی مورد نیاز خود را از نیروگاه هسته‌ای تأمین کند، چرا که در غیر این صورت از قافله علم باز هم عقب خواهد ماند. بنابراین تلاش برای دستیابی به فناوری هسته‌ای و دیگر فناوری‌هایی که ایران را به اوج قله علم نزدیک کند امری واجب و وظیفه‌ای ملی است و ملت و دولت ایران برخلاف خواست خائنینی که اهداف آمریکا را دنبال می‌کنند با پایداری در برابر فشارهای مراکز سلطه جهانی، این هدف اساسی را دنبال خواهد کرد... نفت سرمایه‌ای تمام شدنی است که مشکلات زیست‌محیطی را نیز به همراه می‌آورد، ضمن آنکه می‌توان آن را به فرآورده‌های بسیار ارزشمندتر تبدیل کرد. بنابراین با چه منطقی ملت ایران، به استفاده نامحدود از نفت ادامه دهد و از انرژی هسته‌ای صرف‌نظر کند؟... دشمنان این ملت در واقع منتظرند نفت ایران تمام شود و ملت دست نیاز به سمت آنان دراز کند و محتاج آنها شود، اما ایران این مسئله را نمی‌پذیرد و با تکیه بر حرکت علمی ارزشمند جوانانش روزبه‌روز به پیش خواهد رفت.»

حسین شریعتمداری: * این یادداشت در تاریخ 92/11/30  با عنوان «دیکته دشمن را ترجمه نکنید» و در پاسخ به حجم انبوهی از شبهه‌افکنی‌های داخلی و خارجی آن روزها در تخطئه ضرورت برخورداری کشورمان از فناوری هسته‌ای نوشته شده بود و از آنجا که این روزها نیز بار دیگر نشانه‌هایی از آغاز همان هجوم با همان مضمون دیده می‌شود، بازنشر آن را بی‌فایده ندانستیم.

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 5:43 |
تو دولت قبل دیگه عادت کرده بودیم مسئولینمون جواب تهدید رو با تهدید بدن.حتی برن تو خاک دشمن و قدرتمون رو به رخش بکشن و بینی دشمن رو به خاک ذلت بمالن.

اما الان بعد از دو سال تهدید و تحقیرمون توسط دشمن از یک شایعه که وزیر خارجه مون به اروپاییه گفته ما رو تهدید نکن! کلی داریم ذوق میکنیم و به هم تبریک میگیم.که چی؟ که یک بار هم به تهدید دشمن اعتراض کرده! فقط همین! گفته تهدید نکن! دو ساله هر روز داریم تهدید و تحقیر میشیم تازه طرف رگ غیرتش یکم تکون خورده

خدایا ما چه کردیم که به این ذلت گرفتار شدیم.

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در جمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 5:27 |

 

فقط خدا کنه توافق به ضررمون نباشه.شعار مردم اصیل ایران اینه: نه سازش نه تسلیم نبرد با امریکا.
عجب دوره زمونه ای شده.اوباما با دست خودش تحریما رو علیه ما امضا کرد بعدش مذاکره کردیم و امتیازات بدی هم دادیم تا همون تحریما برداشته بشه.انوقت اوباما شده محبوب قلبهای خائن های داخلی.اوف بر بعضی از مردم.اوف

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در جمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 5:22 |

هدایت گرترین پرچم

 

 

1- الله اکبر

2- مرگ بر آمریکا

3- مرگ بر اسرائیل

4- لعنت بر یهود

5- پیروزی از آن اسلام است.

 

بدون شک هدایت گرترین پرچم، پرچم یمانی می باشد!

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 23:57 |

خبر مرگش

 

بالاخره ملعون سعودی و عامل کشتار بسیاری از مسلمان به درک واصل شد.

این فقدان را به جناب آقای هاشمی رفسنجانی، جناب آقای دکتر شیخ حسن روحانی و جناب آقای دکتر ظریف تسلیت عرض می نمایم. بی شک فقدان آن ملعون باعث کدورت خاطر این عزیران است.

 

از طرف دیگر سقط شدن این ملعون را به ملت شریف ایران و تمامی آزادگان جهان که امروز را جشن گرفته اند تبریک می گویم. بی شک مرگ این ملعون نقطه ای روشن برای آغاز تحولات بزرگی در عالم خواهد بود.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 19:28 |
 

امام و سیاست تهاجمی

امام وقتی حکم سلمان رشدی را صادر کردند فرمودند عده‌ای به من می‌گویند واکنش شما تند بود و بهتر است توهین به رسول الله را نادیده بگیرم تا اقتصاد ما بهتر شود و امام اینگونه پاسخ داده بودند که اقتصاد شما هم بهتر نخواهد شد چرا که اگر الان کوتاه می‌آیند به دلیل این است که از شما می‌ترسند.اما اگر کوتاه بیایید از شما نخواهند ترسید و بر شما ترحم نخواهند کرد و جوری شما را زمین می‌زنند که عبرت دیگران شود

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ و ساعت 12:4 |

شهید همت 

زمان بازرگان به ما برچسب چریك زدند، زمان بنی‌صدر هم برچسب منافق، الان هم برچسب خشك مقدس و تحجر، هر قدمی كه در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم برچسب‌بارانمان كردند، حالا روزی ده برچسب دشت می‌كنیم اما…!

حاشا كه بچه بسیجی میدان را خالی كند

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ و ساعت 11:25 |

چرا نفت با آمدن احمدی‌نژاد گران شد و با رفتنش ارزان؟!

چنانکه در دهه هشتاد و اوج گیری درگیریهای ایران و غرب بر سر مسائلی چون سوریه و عراق، ایران تهدید به بستن تنگه هرمز نمود و چنین مسائلی در کنار اوج گیری اختلافات هسته ای و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل قیمت نفت را به ارقامی چون ۱۳۰ دلار در سال ۸۷ رساند.

گروه اقتصادی صراط - این روزها سوالی بر ذهن تحلیل گران اقتصادی و سیاسی نقش بسته است که چرا نفت با آمدن احمدی نژاد گران شد و با رفتن او دوباره به ارزانی گرایید. این سوال در ذهن عامه مردم به شکل علت بدشانسی نفتی خاتمی و روحانی درآمده است.

به گزارش گروه اقتصادی صراط، قیمت نفت همواره در دوران دولت اصلاحات بین ارقام ۱۸ تا ۲۷ دلار نوسان می کرد و در بهترین حالات و آخرین روزها رکورد های ۳۷ دلاری را ثبت می نمود که قدرت قانونا تحویل دولت عدالت شد. در این دوران قیمت نفت رشد صعودی خود را با شیب زیادی ادامه داد و تا ۱۲۰ دلار پیش رفت، اما مجددا با رفتن دولت عدالت و تحویل رسمی قدرت به دولت تدبیر و امید، این قیمت سیر نزولی به خود گرفت و از ارزش نفت کاسته شد.

روحانی نفت را در بودجه ۹۴ با پیش بینی ۷۰ دلاری بسته است در حالی که همین حالا نفت ۵۰ و چند دلار است و خبری هم از پایان این روند نزولی نیست!

حال باید پرسید آیا واقعا اصلاح طلبان بدشانس های نفتی عالم سیاست ایرانند؟ آیا این مساله می تواند اتفاقی باشد که همواره با روی کار آمدن دولتهای اصلاح طلب قیمت نفت پایین می آید؟مسلما باید در کنار عوامل تعیین کننده بین المللی به دنبال بخشی از ریشه های این مساله در عملکرد این دولتها بود.

بر اساس نظر تحلیلگران چند نکته اساسی در کاهش قیمت نفت طی ماههای پایانی سال ۲۰۱۴ تاثیرگذار است.

نخست : لج بازی مصرانه عربستان در نگاه داشتن سقف تولید ده میلیون بشکه در روز و اصرار بر دادن تخفیف به بهانه حفظ مشتریان و از دست ندادن بازار! که تحلیلگران از آن به توطئه آمریکایی-عربی برای کاهش قیمت نفت نیز یاد می کنند.

دوم: تغییر عمده و باور نکردنی در منابع نفتی آمریکا، براساس آمارها تمام میادین نفتی این کشور سالهای آخر نیمه دوم عمر خود را طی می کردند. بر اساس علم شیمی نفت میزان برداشت نفت از میادینی که در نیمه دوم عمر خود هستند هر روز کاهش می یابد تا به صفر برسد اما صفر شدن برداشت به معنی پایان نفت میدان نیست بلکه همیشه مقدار قابل توجهی از نفت و گاز در خلل و فرج بستر میدان نفتی باقی می ماند که باید از آن صرف‌نظر کرد.

آمریکایی ها چند سالی است روی پروژه اختراع تکنولوژی استفاده از باقی مانده نفت و گاز در خلل و فرج سنگ بستر میادین نفتی کار می کنند و امسال بالاخره اعلام کردند که این پروژه جواب داده و میادین نفتی تعطیل شده خود را می توانند دوباره به مسیر تولید بازگردانند. تولید نفت آمریکا در اواخر سال ۲۰۱۴ دقیقا دوبرابر شد و از حدود ۴٫۵ میلیون بشکه در روز به ۹ میلیون رسید و برای اولین بار پس از ۴۰ سال دولت آمریکا اجازه صادرات نفت را صادر کرد!

سوم: تنش زدایی از منطقه خاورمیانه و روابط ایران و غرب، اصولا تحلیلگران همه بر این باورند که آرامش در خاورمیانه و علی الخصوص میزان تنش در روابط ایران و غرب تاثیر بسیار جدی بر قیمت نفت دارد زیرا ایران در ۳۵ سال گذشته همواره عامل اصلی در تامین امنیت بزرگترین شاهراه نفتی جهان یعنی تنگه هرمز بوده است.

چنانکه در دهه هشتاد و اوج گیری درگیریهای ایران و غرب بر سر مسائلی چون سوریه و عراق، ایران تهدید به بستن تنگه هرمز نمود و چنین مسائلی در کنار اوج گیری اختلافات هسته ای و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل قیمت نفت را به ارقامی چون ۱۳۰ دلار در سال ۸۷ رساند.

اما امروز ایران مصرانه در مسیر اعتمادسازی(!؟) گام بر میدارد، آمریکایی که روزی در اثر فشار های ایران و جریانات ایران گرا مجبور به ترک کامل عراق شد و در سوریه پی در پی ناکامی به بار می آورد و در تمام این شرایط درخواست هایش برای گفتگو با ایران در مورد عراق و سوریه رد می شد؛ امروز یک پای جدی نشست های ۱+۵ است و ایران برای جلب رضایتش اقدامات عملی می کند!

این دقیقا اتفاقی است که در دستگاه دیپلماسی دولت اصلاحات نیز افتاد، کشوری که به با دست خود و برای جلب رضایت غربی ها دست آوردهای تکنولوژی هسته‌ای خود را تعلیق کرده و به بازرسان آژانس اجازه بازرسی از هر نقطه خاکش را می دهد، چه خطر و نگرانی می تواند برای تداوم سیطره امپریالیسم بر منابع نفتی منطقه محسوب گردد؟!

پس طبیعی است که در چنین شرایطی همه فشارهای روانی از بازار مصرف‌کنندگان نفت برداشته شده و اطمینان آنها از آینده قیمت نفت را به پایین‌ترین ارقام ممکن کاهش می‌دهد.

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ و ساعت 20:51 |
تازه به دوران رسیده ها

 

در جواب به دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب شده توسط 50+0.7 درصد از شرکت کنند گان در انتخابات سال 92 که جدیدا منتقدین خود را تازه به دوران رسیده معرفی نمود.

 

ای نامحرمان محرّم

ما نه تنها تازه به دوران رسیده نیستیم بلکه ما هنوز به دوران خود نرسیده ایم

ما اگر به دوران خود رسیده بودیم که از شما خبری نبود

رنگ دوران ما به رنگ نور است نه بنفش

کلید دوران ما از جنس عاشورا است نه ذلّت

حرف دوران ما از جنس اخلاص هست نه دروغ

معاهدهٔ دوران ما با ۵+۱ نیست با ۷+۷ هست

لبخندهای دوران ما از رضایت اوست نه کلک به دوست

قولهای دوران ما صد روزه نیست، ابدی است

در دوران ما شیطان پلمپ میشود نه نطنز

 تازه اگر ما تازه به دوران رسیده هم باشیم ولی دوران شما بدون شک دوران ننگ و ذلت است

 

با تشکر از دوستی ناشناس در فضای سایبر

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 6:51 |

مذاکرات بی حاصل، تهدیدات فرصت ها

اصلا انرژی هسته ای میخواهیم چیکار؟! هر توافقی بهتر از عدم توافق است!!؟؟ زود به توافق برسیم تا من بتونم با 8 میلیون پول یک پراید صفر بخرم و مسافر کشی کنم! ان شاالله که از دشمنی ها کاسته شود و فضای دوستی و توافق برد-برد ژنو را به سرانجام برساند!! از این اوضاع فاجعه بار اقتصادی خسته شدیم، توافق بد بهتر از توافق نکردن است!! توافق به نفع همه است جز اسرائیل والسلام!! به خدا اینهمه پافشاری روی موضوع هسته ای عاقلانه نیست مشکل اساسی ما آب هستش و نه انرژی! یکی اینو به کسایی که فقط برای لجبازی به غرب دارن فرصت زندگی را از نسلهای اینده میگیرن بفهمونه!!!!

هسته ای، تحریم ها و توافق نامه کلماتی هستند که این روزها از هر گوشه ای به نحوی خبر ساز می باشد و اینها تنها گوشه ای از نظرات افراد ساده دلی می باشد که در سایت های مختلف هر روز گفته و نوشته می شود. این افراد که تعداد آنها هم کم نیست فکر میکنند مشکلات اقتصادی موجود صرفا ریشه در تحریم ها دارد و ریشه تحریم ها هم به اختلافات هسته ای کشورمان با غرب برمی گردد. متاسفانه این نگاه و طرز تفکر در یک سال اخیر توسط دولت مردان تدبیر و امید تشدید شده است و اینها در حالی است که دولت جدید در ایام تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری علت مشکلات اقتصادی کشور را در عدم مدیریت مناسب دولت قبل می دانست ولی اکنون که در قدرت نشسته اند، خواسته یا ناخواسته، رفع تمامی مشکلات کشور را به رفع تحریم ها و نیل به یک توافق مثلا برد- برد گره زده است. با این شرایط مطرح نمودن دو سوال اساسی زیر امری معقول به نظر می رسد.

 سوال اول: آیا مثلا اگر همین فردا ما کل صنعت هسته ای را بار کشتی نماییم و بیخیال آن شویم، تحریم ها برداشته می شوند؟

سوال دوم: آیا اگر کل تحریم ها برداشته شوند، ما دیگر تمام مشکلات اقتصادیمان حل می شود؟

اینها سوالات مهمی هستند که هر انسان عاقلی می بایست برای انها جواب داشته باشد. یادآوری این نکته خالی از لطف نمی باشد که هم زمان با شروع تنش هسته ای بین ایران و غرب در سال 81، دو پروند مشابه دیگر یعنی پرونده کره شمالی و لیبی در موضوع هسته ای مورد توجه غرب به ویژه آمریکا قرار گرفت. در این دو مورد همانند آنچه غرب در رابطه با ایران اعمال نمود، یک سری تحریم ها را علیه این دو کشور وضع نمودند. دولت لیبی همان اوایل کار کوتاه آمد و مثلا برای تنش زدایی و ایجاد اعتماد، تمامی تاسیسات هسته ای را بار کشتی نمود و از کشور خارج کرد ولی باز غرب با ایجاد یک بهانه جدید تحت عناوین نبود دموکراسی و حمایت از تروریسم عملا تحریم ها را سرجای خودشان باقی گذاشت.

در رابطه با دولت کره شمالی نیز بعد از چند دوره مذاکرات طولانی و تخریب گوشه ای از تاسیسات هسته ای خود، سرانجام به این نتیجه رسید که مذاکره نتیجه ای در پی ندارد و لذا دوباره به همان روال سابق خود برگشت. قابل توجه می باشد که تحریم های اعمالی علیه دولت ما سخت ترین تحریم ها در طول تاریخ می باشد زیرا دولت منحوس امریکا بانک مرکزی، که در واقع شاهرگ اقتصادی یک کشور می باشد، را تحریم نموده است. این تحریم ها حتی علیه کره شمالی اعمال نشده است دلیل این امر هم در این بود که دولت کره شمالی تهدید نمود در صورت تحریم بانک مرکزی خود این عمل را به معنای اعلام جنگ محسوب می کند، لذا آمریکا از ترس چنین جنگ ناخواسته ای تاکنون دست به چنین اقدامی نزده است.

 حقیقت این است که موضوع هسته ای صرفا بهانه ای برای اعمال تحریم های ظالمانه می باشد و تحریم های ظالمانه هم دقیقا آن چیزی ست که جناب اوباما اخیر گفته اند عاملی بوده که ایران را مجبور کرده به پای میز مذاکره بیاید. اینکه چرا رئیس جمهور آمریکا اینگونه استدلال میکند متاسفانه تا حدود زیادی به پیام هایی که توسط دولتمردان ما به طرف غربی ارسال میشود بستگی دارد. اینکه رئیس جمهور مملکت بگوید خزانه خالی است یا اینکه قبل از انجام مذاکرات بدون هیچ دلیلی و صرفا جهت خودشیرنی قسمتی از تاسیسات هسته ای را تعلیق بنمایند و یا اینکه وزیر امور خارجه بگوید آمریکا میتواند با یک بمب کل سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد همگی گوشه ای از تمامی پیام هایی است که طرف غربی را به این نتیجه می رساند که این تحریم ها بوده که اینگونه ایران و مردمش را در منگنه و فشار قرار داده است.

در حقیقت طرف غربی اینگونه استدلال میکند که ما تحریم نمودیم و اینها کم آوردند و مجبور شدند بیایند پای میز مذاکره امتیاز بدهند لذا کاملا منطقی است که اگر ما تحریم ها را بیشتر بنماییم اینها بیشتر کوتاه می آیند و لذا برخلاف آنچه که تیم دولت با نگاه خوشبینانه اش به غرب عمل میکند، باید منتظر فشارها و تحریم های بیشتر باشیم کما اینکه اخیرا بعد از توافق نامه ژنو تحریم های جدید مجددا اعمال شدند و برخلاف لحن مهربانانه دولتمردان ایران لحن تحقیر امیز غربی ها روز به روز بیشتر شد تا جایی که گفته شد ژن ایرانی ها ژن فریب و دروغ گویی می باشد! و متاسفانه این روند همچنان ادامه دارد و برخلاف مشی اعتمادسازی یک طرفه ما در پلمپ بسیاری از تاسیسات هسته ای و اجرای تمامی تعهدات پذیرفته شده در توافق نامه ژنو، طرف غربی بارها و بارها تحریم ها و تحقیر ها را بیشتر نموده است و بارها برخلاف متن توافق نامه ژنو عمل نمود و آن را نقض کرد.

 

این روال تا زمانی که غرب از بابت ضعف ما امیدوار باشد ادامه خواهد داشت. شاهد دیگر این است که غرب بعد از مشاهده نیاز شدید مسئولین ما در رفع تحریم ها عملا شرایط را پیچیده تر نمود و پا را از مسائل هسته ای فراتر گذاشت و خواستار برچیده شدن صنعت موشکی ما شده است. حتی اگر بیخیال صنعت موشکی هم شویم خود گفته که باید پرونده حقوق بشر مورد بررسی قرار گیرد و این روال تا انجایی ادامه می یابد که ما بشویم نوکر امریکا و دست از انقلاب خود برداریم. به سادگی میتوان درک نمود که این باز هم آخر کار نیست و لذا غرب برای اینکه مطمئن شود انقلابی ضد استکباری در این سرزمین دیگر شکل نخواهد گرفت، بدون شک آن را تجزیه میکند تا ما هیچ وقت دیگر توان و قدرت تمرکز بر روی یک انقلاب جدید را نداشته باشیم. شاهد این مدعا هم وجود یک نقشه تجزیه شده از ایران در طرح کلی خاورمیانه بزرگ می باشد که چند سالی است توسط سازمانهای جاسوسی غربی در سایتها منتشر شده است.

اما در پاسخ به سوال دوم باید گفت که حتی اگر فی المثل آمریکا آدم شود و همه تحریم ها را هم بردارد به دلیل ذات اقتصاد مریض نفتی بانکی ربا محور ما توفیق چندانی حاصل نمی شود زیرا اوج این اقتصاد مدرن که دولت ما آرزوی رسیدن به آن را دارد خود اقتصاد آمریکا می باشد و همه میدانند که آمریکا هیچ گاه خود تحریم نبوده است ولی همین آمریکا با این وضعیت، حدود 17 تریلون دلار بدهی خارجی دارد. بدون شک اگر نبود قدرت جهانی دلار آمریکا، آمریکا با این بدهی خارجی وحشتناک تا الان ده ها بار فروپاشیده بود. لذا حتی در صورت برداشته شدن تحریم ها با این اقتصاد مریض بانک محور که نعل به نعل از سیستم های غربی به ارث رسیده است وحتی از آن بدتر شده است، سرانجامی بهتر از کشورهای یونان، ایتالیا و حتی خود امریکا نخواهیم داشت که مردمشان هر روز در اثر فشارهای اقتصادی و نظام سرمایه داری لیبرالیستی در کف خابانها حضور دارند. لذا همه مشکلات ما تحریم ها نیستند و حقیقتا اگر مردم و مسولین ما همه توجیه باشند این تحریم ها دقیقا میتوانند یک فرصت استثنایی برای بنای یک ساختار اقتصادی جدید مردم پایه تعاونی مبنای مقاومتی باشد و همانگونه که در بعد نظامی امروز در اوج اقتدار می باشیم می توانیم به طور معادل یک سیستم و ساختار اقتصادی جدید بنا سازیم که فارغ از وجود و عدم وجود تحریم ها همانند صنایع موشکی بسیار شاداب و شکوفا عمل نمایند.

+ نوشته شده توسط محمد محمدی در یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 9:38 |


Powered By
BLOGFA.COM